اشعار زیبا و عاشقانه در وصف مرد و مردانگی

در ادامه این مقاله اشعار زیبا و عاشقانه در مورد مرد بودن و مردانگی را برای شما ارائه کرده ایم. با پرشین استار همراه باشید؛

اشعار زیبا و عاشقانه در مورد مرد بودن
اشعار زیبا و عاشقانه در مورد مرد بودن

مرد آنست که وقتی گُلِ او غمگین است
در به رقص آورِیَش، سازِ درایت دارد

*****

چه با حوصله و مردانه موهایم را می بافی….

*****

عاشق آن نیست که هر لحظه زند لاف محبت
مرد آنست که لب بندد و بازو بگشاید

*****

خواهی که شوی باخبر از کشف و کرامات
مردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ‌ …

*****

مانند مرد بر سر حرف دلت بمان
بی هر حساب پیش مرا انتخاب کن…

*****

در چشمِ من آیینه ی ایثاری تو
ای مردترین مرد، فداکاری تو

برنامِ تو سوگند و به پاکیِ کلام
گر عشق بخوانمت سزاواری تو

*****

من از حرارت چشمانت یخ میزنم و
از سرمای نگاهت اتش میگیرم….
مردانگی های تو فیزیک را هم نابود میکند،
من را که دیگر هیچ …

*****

عکس نوشته مرد بودن و مردانگی
عکس نوشته مرد بودن و مردانگی

فشار آرام دستانت را دوست دارم!
وقتی که مردانگی ات را
به رخ انگشتانم میکشی

*****

مرد بودنت
قلبم را عاشق
و خودم را شاعر ڪرده است
من
به رسم مردانگیت
زنانه ترین شڪلِ عاشقی را
بر دیوارِ دلت …
به تصویر خواهم ڪشید..

*****

نیست آن مردانگی کاندر غزا کافر کشی
در صف عشاق خود را کشتن از مردانگی ست

*****

یک عمر به خانه، زندگی آوردی
با معجزه هر مسئله را حل کردی
من با نفس تو زنده هستم، بابا..!
پشتم به تو گرم است که خیلی مردی…

*****

ماندن
مرد می خواهد
پشتِ کسی که آمده ای و
اهلی اش کرده ای را دم به دقیقه خالی نکردن
مرد می خواهد
مردانگی به منطقی بودن نیست
عشق و عاشقی کردن
مرد می خواهد
احساس امنیت مرد می خواهد
شانه شدن برای دلتنگی های زنی که دوستت دارد
مرد می خواهد

*****

شعر کوتاه در وصف مردانگی
شعر کوتاه در وصف مردانگی

مرد بودن هنر نیست
مردانگی هنره..!!
انسان بوده هنر نیست
انسانیت هنره!!

*****

قدرت واقعی یک مرد،
میزان لبخند زنی هست که کنارش نشسته!

*****

شبیه لذت کشف مروارید
در ساحل بکر آغوشت
نبض زندگی در من
عاشقانه می‌ زند

*****

جان باختن از عاشق بیدل طلب ای دوست
مردانگی از مردم مردانه طلب کن

*****

چه هماهنگی زیبایی میان دست‌ های من و تو
شکوفه عشق می‌ زند
به بند بند انگشتانمان

*****

پاییز آمد، با خودش یک مرد را بُرد
یک عارف ویک عاشق شبگرد را برد
پاییز صد ها خاطره از آن صدا داشت
یک حنجره از غصه و پر درد را برد
پاییز آمد شیشه ی عطری که هربار
با عطر خود مدهوشمان میکرد را برد
او هدیه ی پاییز بود و مِهر،بان بود
پاییز آنچه با خودش آورد ،را برد
ما مانده ایم و حسرت آن گل که پاییز
هرگز نمیشد رنگ و رویش زرد را برد
پاییز یا فصل خزان با مرگ آمد
در بین این نامردمان یک مرد را برد…

*****

بهار یعنی
جای بوسه های مردی که من باشم
روی گونه های زنی که تو باشی
شکوفه بدهد!

*****

در تنور مردانگی سردی مکن
در مقام عشق نامردی مکن
لاف مردی میزنی، مردانه باش
در سرای دوستی افسانه باش

*****

به رسم صبر باید
مرد آهش را نگه دارد
اگر مرد است
بغض گاه گاهش را نگه دارد..!

*****

مرد ِ عاشق
تلاش می کند
دوستت دارم را بگوید
زنِ عاشق اما تلاش می کند
دوستت دارم را بشنود
در واقع مرد ها می بازند که ببرند
ولی زن ها می برند که ببازند
یک جور دلباختن ِ دلبرانه
یک جور به دست آوردن
که انگار به دستت آوردند

در ادامه بخوانید : متن درباره مردانگی