انشا درباره آغاز سال تحصیلی و شروع مدارس برای کودکان و نوجوانان

انشا زیبا و خواندنی در مورد شروع سال تحصیلی جدید و شروع مدارس برای کودکان و نوجوانان پایه چهارم تا دوازدهم، در ادامه دو انشا درباره آغاز سال تحصیلی با شرایط کرونا قرار داده ایم. با پرشین استار همراه باشید.

انشا درباره آغاز سال تحصیلی
انشا درباره آغاز سال تحصیلی

انشا اول

امسال در روز اول سال تحصیلی حیاط مدرسه خالی تر و غمگین تر از همیشه بود، هر سال در چنین روزی حیاط مدرسه و کلاس هایش پر می شد از هیاهوی دانش آموزان و صدای معلمانی که می خواستند کمی از آن هیاهو کم کنند و نظمی به آن همه شلوغی بدهند.

اما امسال نه از آن هیاهو خبری هست و نه از آن همه شور و شوق و حتی کمی ناراحتی که باید صبح های زود از خواب بیدار شویم و به مدرسه بیاییم.. امسال همگی نگران هستیم نگران روزهایی که با بیماری عجیب و وحشتناک کرونا می گذرد و آرامش را از تک تک ما گرفته است.

در این روز ها سال تحصیلی از گوشی های مان شروع شده است و ادامه دارد و متاسفانه مشخص نیست که تا چه زمانی باید به دور از مدرسه باشیم و تنها به صفحه ی گوشی زل زده و همه چیز را از آن جا پیگیری کنیم.

این روز ها دیگر صدای خنده و فریاد ما در مدرسه نمی پیچد و به جای آن هر کدام از ما درون خانه های مان تنها هستیم، ما دیگر نمی توانیم شانه به شانه ی دوستان مان در راه و حیاط مدرسه قدم بزنیم و از دلتنگی ها و راز های مان با آن ها سخن بگوییم، دیگر نمی توانیم برای محروم شدن از خواب صبح های زود غر بزنیم … حتی دیگر نمی توانیم با معلم های مان هم کل کل کنیم و سر به سر شان بگذاریم.

ویروس کوچک کرونا تمام زندگی ما را تغییر داده است، کار، تحصیل، تفریح، مهمانی ها، دید و بازدید ها، عروسی ها و تمام ارتباطات انسانی تحت تاثیر این ویروس کوچک است و متاسفانه سال تحصیلی ما نیز از این قاعده مستثنی نیست.

امسال شروع سال تحصیلی غم انگیز بود زیرا برخی از دوستان مان به علت همین بیماری وحشتناک برای همیشه ما را ترک کرده بودند و جای شان برای همیشه در ذهن و قلب ما خالی است.

انشا دوم

باز هم سال تحصیلی دیگری آغاز، و کتاب ها و دفترها مهمان خانه هایمان شدند، اما امسال هم به جای دیدن همکلاسی ها و معلم ها باید گوشی و تبلت به دست بگیریم و منتظر کلاس درس باشیم.

تقریبا دو سال از آمدن کرونا می گذرد و ما هر بار به امید این که پشت نیمکت های کلاس درس برمی گردیم تابستان را به پاییز می رسانیم اما متاسفانه این بار نیز خبری از کلاس های درس سابق نیست.

هر سال با شروع مهر ماه، صبح های زود می توانستی دخترها و پسرها را ببینی که با لباس های فرم و دست در دست دوستانشان و یا نشسته در سرویس ها و اتوبوس ها راهی مدرسه می شوند تا در کنار هم یک سال جدید تحصیلی را آغاز کنند.

اما حالا مدت هاست که خبری از آن سال تحصیلی نیست و شاید بزرگ ترین خوبی این سال تحصیلی جدید نیز برای من و اکثر بچه ها این باشد که مجبور نیستیم صبح های زود از خواب بیدار شویم و با چشمانی خواب آلود لباس به تن کرده و به مدرسه برویم.

ولی در مقابل این مزیت بزرگ و دلپذیر، ندیدن دوستان و سخت شدن یادگیری باعث شده تا بیشتر ما دلمان بخواهد دوباره سال تحصیلی واقعی را در مدرسه و کنار معلم ها و دوستانمان تجربه کنیم.

من از این روزها و این طور درس خواندن خسته شده ام و دلم می خواهد چشم باز کنم و ببینم که همه ی ما واکسن زده و با خیالی آسوده دوباره راهی مدرسه می شویم و در ذهنمان شادی و شیطنت و یاد گرفتن چیزهای جدید جای ترس، نگرانی و بیماری را بگیرید.

دلم می خواهد همه ی ما دوباره بتوانیم راحت زندگی کنیم، بدون نگرانی از خانه بیرون برویم و در کنار دوستان و عزیزانمان باشیم، دوست دارم بار دیگر هیاهوی حیاط مدرسه را تجربه کنم و پشت نیمکت کلاس بنشینم و یک دانش آموز واقعی باشم که سال تحصیلی واقعی را با شوق شروع می کند.