انشاهای زیبا در مورد ای کاش گفتن ها برای کودکان و نوجوانان پایه چهارم تا هشتم

دو انشای جالب و زیبا درباره ای کاش گل، باران، دریا، پرنده و … بودم برای پایه چهارم تا هشتم

انشا درباره ای کاش ها
انشا درباره ای کاش ها

انشای کودکانه درباره ای کاش

ای کاش من یک گل بودم در دشتی سر سبز تا همه پروانه ها و سنجاقک ها را دور خودم جمع می کردم و با هم آواز می خواندیم، خوش به حال گل ها.

ای کاش باران بودم، اگر باران بودم به بیابان ها می باریدم و آن جا را سر سبز و زیبا می کردم، باران مهربان است و با بارش باران زمین سر سبز و زنده می شود.

ای کاش کبوتر بودم، اگر کبوتر بودم حتما الان بالای گنبد امام رضا (ع) بودم و لذت می بردم و با امام درد و دل می کردم و سلام همه را به امام رضا می رساندم.

ای کاش دریا بودم و با موج های بلند از این سو به آن سو می رفتم و کشتی ها و قایق ها را به مقصدشان می رساندم.

ای کاش امروز صبح که به خاطر زود بیدار شدن عصبانی و بد اخلاق بودم جواب لبخند مهربان و خداحافظی گرم مادرم موقع آمدن به مدرسه را با لبخند می دادم، دلم برایش تنگ می شود و ناراحت می شوم وقتی خیلی از صبح ها این رفتار بد را دارم.

ای کاش دیگر هیچ جنگی در هیچ جای دنیا نباشد و همه بچه ها شاد و بی غم باشند.

ای کاش در هفته سه روز به مدرسه می آمدیم و به جای دو روز، چهار روز تعطیل بودیم این طوری هم درس می خواندیم و هم تفریح بیشتری داشتیم.

ای کاش دوستم از مدرسه ما نرفته بود، ای کاش باز هم برگردد تا با هم باشیم، با هم بازی کنیم و با هم درس بخوانیم، دوست خوب پیدا کردن خیلی سخت است.

ای کاش می شد زمان را به عقب برگرداند و همه اشتباهات گذشته را درست کرد. ای کاش …

انشا در مورد ای کاش برای نوجوانان

هر روز که می گذرد ای کاش های زیادی در ذهنم بارها و بارها می آیند و می روند، ای کاش هایی پر از حسرت، گاهی غم انگیز و گاهی به شکل آرزو با تمنای محقق شدن و گاهی در انتظار کشیدن های سخت همراه با امیدی کم رنگ.

ای کاش پرنده بودم تا به آسمان ها پرواز می کردم، ای کاش ثروتمند بودم تا به پدر و مادرم آسایش بیشتری می دادم، ای کاش خواهر و برادرهای زیاد داشتم تا خانه مان از این سوت و کوری در می آمد و من از تنهایی نجات پیدا می کردم.

ای کاش لازم نبود این قدر درس بخوانیم، ای کاش هیچ کس از دنیا نمی رفت و مرگی در کار نبود، ای کاش برای حل مشکلات هم قرص و کپسول بود تا با خوردن آن ها مشکلات ما خود به خود حل می شد.

ای کاش هایم را که مرور می کنم می بینم که با غرق شدن در آن ها فرصت های زیادی را از دست داده ام.

به نظر من ای کاش یعنی درگیر شدن در توهمات زیرا ذهنم با واژه ای کاش مرا اسیر گذشته و حسرت هایش می کند و به من اندوهی سنگین و سخت می دهد و مرا در آینده و ترس و اضطراب هایش می برد که هیچ سودی برایم ندارد.

بنابراین نتیجه می گیریم که همه ما به جای ای کاش گفتن باید شرایط فعلی زندگی خود را بپذیریم و در زمان حال باشیم، فکر کنیم و به جلو حرکت کنیم و با توکل بر خداوند توانا و قدرتمند تمام سعی و تلاش خود را بکنیم.

به نظرم این گونه است که آینده ای زیبا ساخته خواهد شد و گذشته هم دیگر پر از حسرت نخواهد بود.

زمان حال تنها سرمایه ما است و مهم ترین دارایی هر کس و ما نباید آن را با فرو رفتن در ای کاش ها از دست بدهیم تا بتوانیم به آرامش و لذت های حقیقی برسیم.