انشا در مورد تعطیلات تابستان خود را چگونه گذراندید؟

انشاهای جالب در مورد خاطرات تابستان و تعطیلات تابستان خود را چگونه گذراندید برای کودکان و نوجوانان پایه چهارم تا هشتم

موضوع انشا تعطیلات تابستان خود را چگونه گذراندید؟
موضوع انشا تعطیلات تابستان خود را چگونه گذراندید؟

متن انشا تابستان خود را چگونه گذراندید برای کودکان

امسال تابستان مثل همه سال های دیگر داغ اما پر از شادی و هیجان و بازی بود. برنامه هر روز من بازی با دوستانم بود که به خاطر قولی که به مادرم داده بودم از ساعت 6 بعد از ظهر شروع می شد و ساعت 8 شب باید در خانه بودم.

بعضی روزها هم با اجازه مادرم به خانه یکی از دوستانم می رفتم و چند ساعتی که آن جا بودم با او کاردستی درست می کردیم و تلویزیون تماشا می کردیم.

امسال برای اولین بار والیبال بازی کردم و آن قدر از این ورزش خوشم آمد که بسیاری از وقت هایم را در پارک نزدیک خانه مان با دوستانم تمرین می کردم و با این که مادرم کمی دلخور می شد اما گاهی با پدرم در خانه هم والیبال بازی می کردیم.

من باغ وحش را خیلی دوست دارم و تابستان قبل با پدر و مادرم به باغ وحش رفتیم اما امسال به دلیل کار زیاد پدرم نه به باغ وحش رفتیم و نه به مسافرت، اما یک نکته خوب تابستان امسال این بود که به برنامه های مستند که درباره حیوانات مختلف هستند علاقه مند شدم.

مادرم می گوید برنامه های حیات وحش برای ما بچه ها بسیار مفید هستند و باعث می شوند درباره حیوانات و طرز زندگی آن ها بیشتر بدانیم.

من امسال بیشتر از سال های قبل کتاب خواندم چون می دانم با مطالعه می توانم درباره نقاط مختلف دنیا و فرهنگ مردم کشورهای دیگر بیشتر بدانم.

یکی از تفریحات عالی تابستانی من این بود که شب ها به همراه پدر و مادرم به پارک می رفتیم و من دوچرخه سواری می کردم و اگر اتفاقی یکی از دوستانم هم با خانواده اش آن جا بودند بسیار خوش می گذشت.

روزهای آخر تابستان ماه محرم بود و من به همراه خانواده در ده روز اول محرم در هیئت های عزاداری شرکت کردیم، من به توصیه پدر و مادرم در این روزها به احترام امام حسین (ع) لباس سیاه به تن می کنم.

امسال تابستان چیزهای زیادی یاد گرفتم و به همین دلیل یکی از بهترین تابستان های زندگی من بود.

انشا در مورد خاطرات تابستان برای نوجوانان

هنوز هم مثل کودکی با شنیدن کلمه تابستان سر ذوق می آیم و هیجان زده می شوم، تابستان برای من یعنی سه ماه استراحت و فراغت از درس و کتاب، گشت و گذار در مزرعه پدربزرگ، مسافرت هایی که هر سال به مشهد داریم، رفتن به استخر و ….

تابستان های هر سال من بسیار شبیه هم هستند اما هیچ وقت برایم تکراری نمی شوند.

امسال نیز مثل سال های قبل نیمه اول را بیشتر به تفریح و ورزش پرداختم، در طول هفته کلاس های شنا و فوتبال می رفتم و شب های من نیز به تماشای تلویزیون و دورهمی های فامیلی می گذشت و گاهی به همراه خانواده به پارک رفته و شام را در فضای آزاد میل می کردیم.

از آن جا که هر سال تابستان یک سفر زیارتی به مشهد داریم امسال نیز برنامه ریزی کردیم تا روز ولادت امام رضا (ع) در مشهد باشیم که حال معنوی فوق العاده ای داشت.

نیمه دوم تابستان بیشتر صرف خرید لوازم مدرسه، کتاب ها، وقت گذراندن با همکلاسی ها و صحبت درباره مدرسه و ادامه کلاس های ورزشی ام گذشت.

ما روزهای بین عید قربان و عید غدیر را به منزل پدربزرگ و مادربزرگ در شهرستان رفتیم، گشت و گذار در باغ های میوه پدربزرگ و کمک به برداشت محصول و بوی خوش قورمه سبزی های مادربزرگ که تا هفت کوچه آن طرف تر می پیچد از دوست داشتنی ترین قسمت های تابستان هر سال من است.

اواخر تابستان و در دهه اول محرم مانند سال های قبل در هیئت های عزاداری سینه زنی و زنجیر زنی شرکت کردم و به همراه خانواده سیاه پوش حضرت سیدالشهدا و یارانش بودیم. در این مدت به مرور دروس سال گذشته نیز پرداختم تا با انرژی بیشتر برای سال تحصیلی جدید آماده شوم.

در این روزهای پایانی از یک سو دلم در حسرت تابستانی که گذشت می ماند و از سوی دیگر قلبم برای بازگشایی مدارس به تپش می افتد.