انشا خواندنی و زیبا درباره تنهایی (نگارش دهم درس اول)

انشای خواندنی و زیبا در مورد تنهایی نگارش دهم درس اول

انشا در مورد تنهایی
انشا در مورد تنهایی

تنهایی یعنی کسی را نداشته باشی که به او تکیه کنی، تنهایی یعنی بار مشکلات فقط روی دوش خودت باشد و همراهی نداشته باشی و گاهی هم تنهایی یعنی کسی نباشد که تو را درک کند و با این که از زبان مشترکی استفاده می کنی کسی حرف هایت را نفهمد.

بعضی از آدم ها تنهایی را دوست دارند اما به نظرم این دوست داشتن برای تمام لحظه ها نیست و حتی آن ها هم دوست دارند که لحظاتی را با دیگران باشند و تنها عده ی معدود و انگشت شماری هستند که واقعا برای تمام لحظات عمر دوست دارند که دور از همه باشند و به تنهایی زندگی کنند این افراد از تنهایی بیش از هر چیز دیگری لذت می برند.

انسان همواره به دنبال یافتن کسانی ست که بتواند با آن هم کلام شده و با طرف مقابل درک مشترکی از مسائل داشته باشند و با یافتن چنین دوستی حس دلنشینی در فکر و قلب دو طرف شکل می گیرد و زندگی به نظر راحت تر از قبل می گذرد.

گاهی نیز انسان به خاطر شرایط زندگی اش تنها می شود و این تنهایی اگر چه ممکن است آزار دهنده باشد اما بایستی با آن کنار آمد و راه درستی را برای زندگی انتخاب کرد زیرا فکر و اندیشه ی انسان از چنان قدرتی برخوردار است که خود هم نمی تواند تصور روشنی از آن داشته باشد و تنها در شرایط سخت و تنهایی ست که می توان به آن پی برد و موفقیت هایی را به دست آورد که بودن دیگران شاید تنها مانعی برای آن ها بود.

باید بتوانیم تنهایی و فرصت هایی که دور از دیگران هستیم را با توجه به شخصیت خودمان کنترل کنیم تا آسیب و ضرری از این موضوع نبینیم، باید زمان هایی که نیاز به تنها بودن داریم را تنها به خود اختصاص دهیم و زمانی که حس کردیم نیاز به دوست و یک هم کلام داریم که بتوانیم با او صحبت کنیم شخص مورد اطمینانی را پیدا کرده و حرف های مان را با او در میان بگذاریم.