انشا های ادبی درباره عشق ورزیدن و دوست داشتن برای کودکان و نوجوانان

انشاهای زیبا درباره عشق و دوست داشتن انسان ها نسبت به یکدیگر مخصوص پایه چهارم تا هشتم برای کودکان و نوجوانان

انشا درباره عشق و دوست داشتن
انشا درباره عشق و دوست داشتن

انشا کودکانه درباره دوست داشتن

من اولین بار دوست داشتن را از مادرم یاد گرفتم، او از وقتی من را به دنیا آورده همیشه به من عشق ورزیده است و با نوازش کردن ها و فداکاری هایش به من محبت زیادی کرده است.

من می دانم هیچ وقت هیچ دوست داشتن واقعی در این دنیا مانند دوست داشتن مادر نسبت به فرزندش نخواهد بود چون همیشه می گویند عشق مادرانه خیلی حقیقی و از صمیم قلب است.

هنوز هم وقتی از مدرسه به خانه می آیم و زنگ خانه را می زنم، او در را برایم باز می کند و با نگاه پر از مهر و محبت خود به من نگاه می کند و من همه خستگی ام در می رود.

من هم عاشق مادرم هستم اما می دانم دوست داشتن و مهر و علاقه او به من حتی از مال من هم بیشتر است چون او خیلی فداکارتر از من است.

دوست داشتن بین همه آدم ها وجود دارد و احساسی است که خداوند بزرگ در هم ما گذاشته است و هیچ وقت تمام نمی شود.

خدا این کار را کرده تا ما بتوانیم با دوست داشتن و عشق به دیگران به آن ها کمک کنیم و در حل کردن مشکلات آن ها را یاری دهیم.

این دوست داشتن حتی در طبیعت و بین حیوانات و پرندگان هم وجود دارد. مادرم می گوید حتی باران هم با باریدن به روی خاک تشنه به آن محبت می کند.

ما هم باید یاد بگیریم این گونه یکدیگر را دوست داشته باشیم و به هم محبت کنیم.

انشا در مورد عشق و دوست داشتن برای نوجوانان

عشق همه چیز است و تمام عالم از عشق آفریده شده است، عشق همچون چسبی قوی است که کل جهان هستی را در کنار هم نگاه داشته است.

وقتی با دقت به همه چیز و دنیای اطراف خود نگاه کنیم خواهیم دید که عشق در ذره ذره عالم، در نگاه پدر و مادر، در یک گل، در باران، در نور و در هر چیزی که می توان دید یا از نظرها پنهان است حضور دارد. در واقع بدون عشق کل هستی از هم خواهد پاشید.

جهان زیباست و هر جا زشتی یا نا زیبایی وجود دارد در واقع محصول کینه و تنفر و تاریکی است که نقطه مقابل زیبایی و عشق محسوب می شود.

آن جا که آدم ها با شادی زندگی می کنند و لذت می برند عشق هست و آن جا که همه چیز با غم و محنت و شکایت پر شده است اگر خوب دقت کنی سیاهی، کینه، بد دلی و قساوت عده ای از آدم ها را خواهی دید که به خوشبختی دیگران سایه انداخته است.

برخی افراد عشق قلب خود را کور کرده اند و از دیگران دریغ می کنند. این افراد هم خود را بیمار می کنند و هم دیگران را به سختی و مشقت می اندازند.

ایثار، فداکاری های بی منت و جان فشانی کردن همه فرزندان عشق هستند که اگر همه می توانستند ایثار کنند، می توانستند بدون بخل و خساست محبت بورزند جهان ما گلستان می شد چرا که عشق قدرتی بی نهایت دارد و هدایت گر و روشنی بخش است و عشق است که انسان را می سازد.

گاهی عشق ویرانی به بار می آورد، این بدان خاطر است که این عشق زمینی است و از قلب مان سرچشمه نگرفته است بلکه زاییده خودخواهی و تکبر ما است که در نهایت به تنفر تبدیل می شود و نوری از آن متولد نخواهد شد و ما را به اعماق تاریکی ها می فرستد.