انشا درباره کویر | زیباترین انشاهای ساده و ادبی در توصیف کویر و آسمانش

انشاهای ساده، عادی و ادبی زیبا درباره کویر و آسمان شب پر ستاره و توصیف کویر برای کودکان و نوجوانان، دانش آموزان پایه چهارم تا نهم

انشا درباره کویر
انشا درباره کویر

انشای کودکانه در مورد کویر

وقتی با بعضی از دوستانم حرف می زنم می گویند کویر را دوست ندارند چون خشک و خالی است و در آن خبری از درختان سبز و طبیعت زیبا نیست اما من می گویم کویر قشنگ است و خودش یک نوع طبیعت جالب است که خدای بزرگ آفریده و با این که به نظر خالی است اما حیوانات و موجودات زیادی در بیابان ها زندگی می کنند.

من تا به حال کویر را از نزدیک ندیده ام اما با پدرم برنامه های مستندی که درباره کویر است را تماشا کرده ام. پدرم می گوید زیبایی های کویر در شب های آن بیشتر است و آسمان پر ستاره کویر بسیار مشهور است.

در ایران هم کویرهای زیادی مثل کویر لوت و همین طور کویر مصر در استان اصفهان، کویر زردگاه در نزدیکی طبس و کویر ریگ زرین در نزدیکی یزد وجود دارد.

در کویر و شهرهای کویری کشورمان وقتی شب می شود انگار آسمان ستاره باران شده، به هر طرف آن نگاه می کنی ستاره های ریز و درشت می بینی که به آدم چشمک می زنند. این صحنه آن قدر قشنگ است که دوست داری ساعت ها آرام بنشینی و آن ها را تماشا کنی.

من خیلی دوست دارم یک روز به کویر سفر کنم و در بیابان ها راه بروم اما فکر می کنم آدم اگر تنهایی در بیابان راه برود خیلی ترسناک می شود برای همین همیشه به پدرم می گویم یک روز باید با هم به کویر برویم و پدرم به من قول داده زیر آسمان پر ستاره آن چادر بزنیم و ساعت ها آسمان را نگاه کنیم.

انشای ادبی درباره کویر

نمی دانم کویر و آسمان پر ستاره اش را دیده ای یا تنها وصف زیبایی اش را از این و آن شنیده ای … اما نه به شنیده هایت بسنده کن و نه به دیده هایت اکتفا، که زیبایی های کویر نه دیدنی است و نه شنیدنی، کویر را باید با عمق وجودت حس کنی و در خلسه و خلوت آن غرق شوی تا سر از زیبایی سحرگونه آن در آوری!

در کویر گویا زمین و زمان یکی می شوند و گذشته و حال و آینده در یک ردیف بی ابتدا و بی انتها می نشینند.

تا آن زمان که در کویر هستی ناخودآگاه قیل و قال زندگی را به باد هوا می سپاری که به برود و ببرد هیاهوی شهر نشینی و مردمانش را.

تا تو بمانی و این همه زیبایی که می خواهی تا ابد در حافظه خیالت حک شود.

تا در روزهای آفتابی و سوزانش در عمق خلوتی خداگونه غرق شوی و دنیا را لحظاتی چند به فراموشی بسپاری و در شب های جادویی و شگفت انگیزش راهی آسمان پر ستاره شوی، ساعت ها بگردی و بچرخی و چشمک ستاره هایش را به نظاره بنشینی و عبور شهاب های عجولش را شکار کنی.

کویر همان دنیای خیالی است که می گویند مردمانش همیشه در صلح اند، همان طبیعت بکر و دست نخورده ای که به گمان خیلی ها چیزی ندارد که به تاراج برده شود اما … کویر سرشار است از بودن و زندگی، که زندگی را در همین سکوت مرموز و بودن را در همین یکی شدن گذشته و حال و آینده باید جستجو کرد.

عاشق این هستم که روزی را در بیابان های کویر کشورم قدم بزنم و شب ها زیر آسمان حیرت انگیزش دراز بکشم و ستاره ها را یکی یکی بشمارم و در خلسه ای بی پایان ستاره باران شوم.

من عاشق کویر و صلح و صفای بیابان گونه اش هستم. عاشق همین سادگی و بی آلایش بودن آن، عاشق همین بی زمانی و غرق شدن در فضای بودن خود. من عاشق کویر هستم!