انشای خیالی درباره سفر به گذشته و آینده برای نوجوانان پایه هفتم و هشتم

انشا درباره سفر به زمان گذشته و آینده و اگر ماشین زمان داشتم برای نوجوانان پایه هفتم و هشتم

انشا درباره سفر به گذشته و آینده
انشا درباره سفر به گذشته و آینده

انشا درباره سفر در زمان با ماشین زمان برای نوجوانان

زمانی که به دورترین ستاره ها در کهکشان راه شیری نگاه می کنیم در واقع در حال تماشای گذشته ها هستیم زیرا نور این ستاره ها هزاران سال در راه بوده تا به چشم ما رسیده است و ما در حال حاضر در هزاران سال بعد این نور هستیم!

کاش می شد با فشار دادن یک دکمه به گذشته یا آینده سفر می کردیم یا مانند فیلم ها ماشین زمان داشتیم تا سوار آن شده و در زمان به این سو و آن سو منتقل شویم، اما چه کنیم که ما انسان ها اسیر زمان هستیم و حتی در همین لحظه نیز زمان به سرعت می گذرد، آینده نزدیک به حال ما و حال ما به گذشته تبدیل می شود.

این که نمی توانیم درباره زمان بیشتر بدانیم کمی غم انگیز است، زمان مانند کلافی با اندازه ای مشخص به ما داده شده که اگرچه از اندازه اش بی خبریم اما چگونگی استفاده از این با ارزش تر از طلا به خود ما بستگی دارد.

راستی اگر ماشین زمان وجود داشت یا اگر می توانستیم زمان را نگه داریم و از این بُعد خارج شویم چقدر جالب می شد.

می توانستیم به ابتدای زمان خود برگردیم، به گذشته ترین زمان هایی که گذشته است و بعد با وسواس و فکر بیشتر و دقت دوباره از نو شروع کنیم. می توانستیم اشتباهات خود را اصلاح کنیم و بسیاری از کارهایی که نباید را انجام ندهیم و بسیاری از کارهایی که باید را انجام دهیم.

اگر ماشین زمان داشتم به آینده هم سری می زدم تا بدانم آیا کنکور قبول خواهم شد؟ چه رشته ای؟ چند فرزند خواهم داشت؟ چه زندگی خواهم داشت؟ چند سال عمر می کنم و چگونه از دنیا می روم و …

اگر ماشین زمان داشتم حتما این کار را می کردم اما همین حالا و بدون ماشین زمان نیز بسیاری از ما در طول روز و سوار بر ذهن مان با سرعتی بالاتر از نور به گذشته ها و آینده های دور سفر می کنیم، با این تفاوت که سفرمان در گذشته امکان اصلاح و تغییر ندارد و سفرمان به آینده امکان ساخت و ساز ندارد.

در حالی که زندگی در خاطرات و رویاها هرگز ما را به جایی نخواهد رساند بلکه زیباترین خصوصیت زندگی غیر قابل پیش بینی بودن آن است و این که بدون نیاز به ماشین زمان می توان گذشته ها را در زمان حال و با تلاش و جدیت جبران کرد و می توان برای ساخت آینده از همین حالا با عزمی راسخ شروع کرد.

من در حال حاضر ترجیح می دهم خوب درس بخوانم، به پدر و مادرم احترام بگذارم و دست شان را ببوسم، خواهر و برادرم را در آغوش بگیرم، با دوستم آشتی کنم و فردا را از همین امروز بسازم بدون حسرت دیروز!