انشا ادبی در مورد توصیف شب پر ستاره برای کودکان و نوجوانان

انشا زیبا و خواندنی درباره توصیف آسمان در یک شب پر ستاره برای کودکان و نوجوانان پایه چهارم تا دهم

انشا در مورد شب پر ستاره
انشا در مورد شب پر ستاره

شب فرا رسیده است و ما در حیاط خانه ی قدیمی مادر بزرگ که حالا بی حضورش خلوت شده است نشسته ایم، گاهی به اینجا سر می زنیم و درخت های انار حیاط خانه ی مادر بزرگ را آبیاری می کنیم.

امروز لحظه ها به سرعت سپری شد و ما برای یک شب در اینجا ماندنی شدیم، شب و تاریکی همه جا را فرا گرفته است و ما آتشی بر پا کرده ایم، با غروب آفتاب کم کم ستاره ها در دامن سیاه شب پدیدار شده و شروع به درخشیدن کردند.

من تا بحال این همه ستاره را یک جا ندیده بودم، انگار آسمان این کویر که خانه ی مادر بزرگ در این جا قرار دارد پر از ستاره های بی نهایت است.

در این آسمان خبری از آلودگی نیست و ما چقدر خوشبختیم که می توانیم نظاره گر یک شب پر ستاره در دل کویر باشیم، فکر می کنم مادر بزرگ نیز همیشه نگاهش به این آسمان زیبا و پر ستاره بوده است.

خیره به ستاره ها شده ام و می دانم که آن ها سال های سال است که مرده اند و این نور زیبایی که ما از آن می بینم شاید متعلق به روز هایی باشد که ما اصلا وجود نداشته ایم.

دوست دارم راز های شب های پر از ستاره را کشف کنم دوست دارم ستاره ها را از نزدیک ببینم و قدم به آسمان بگذارم اما می دانید این ها آرزو هایی ست که بسیاری از انسان ها در دل دارند و تنها اندکی از آن ها می توانند به آن دست پیدا کنند.

صدای جرقه های آتش مرا از آسمان جدا کرده و به زمین می کشاند، حالا زل زده ام به جرقه ها، در لحظه های روشنایی، آن ها چقدر شبیه ستاره های درخشان هستند … یک لحظه روشن می شوند و بعد دوباره خاموش مانند ستارگانی که سوسو می زنند و بعد از چشم ما پنهان می شوند.