انشا درباره شغل آینده من | انشا در مورد می خواهم در آینده چه کاره شوم برای کودکان و نوجوانان

انشاهای جدید و جالب درباره شغل آینده من و پاسخ به این سوال که می خواهم در آینده چه کاره شوم و چه شغلی داشته باشم برای پایه چهارم تا هشتم

انشا درباره آینده شغلی من
انشا درباره آینده شغلی من

انشا درباره شغل آینده من برای کودکان

من دلم می خواهد وقتی بزرگ شدم معلم شوم. معلمی بهترین شغل دنیاست و البته زحمت و سختی زیادی هم دارد چون من می خواهم یک معلم نمونه باشم.

معلم مانند یک پیامبر است، علمی دارد که با آن چشم آدم ها را بینا می کند و کسی که بی سواد است مثل آدم کوری است که جایی را نمی بیند بنابراین من می خواهم چشم های کور آدم ها را درمان کنم و جهانی زیباتر را به آن ها نشان دهم، کارهای خوب یادشان بدهم و کمک شان کنم از کارهای بد دست بکشند.

یک معلم نمونه فقط خواندن و نوشتن یاد نمی دهد، او راه و رسم درست زندگی کردن را یاد می دهد. من دوست دارم به دانش آموزان طوری درس بدهم که از درس خواندن لذت ببرند و عاشق درس و مدرسه باشند.

معلمی شغلی است که می توانیم با آن به کشورمان بزرگ ترین خدمت را بکنیم. معلم می تواند انسان های بزرگی تربیت کند.

بعضی وقت ها فکر می کنم معلم می تواند دنیا را تغییر دهد و می تواند جامعه خوبی بسازد. اگر معلم شوم می خواهم یک معلم واقعی باشم، از آن معلم هایی که انسان می سازند.

بعد از پدر و مادر مهم ترین شخص در زندگی همه ما معلم است و تاثیر زیادی در آینده ما دارد. من می خواهم یک معلم باشم تا دنیا را تغییر دهم.

انشا درباره شغل آینده من برای نوجوانان

اگر این سوال را مدتی قبل از من می پرسیدند می گفتم دوست دارم پزشک شوم و سعی کنم با علم و تحقیق درمان بسیاری از بیماری های سخت مانند سرطان را کشف کنم از سوی دیگر یک دکتر درآمد عالی دارد اما بعدها متوجه شدم روحیه من به درد پزشکی نمی خورد، یک پزشک با خون، بریدن گوشت بدن و هزاران چیزی سروکار دارد که من حتی با فکر کردن به آن ها حال بدی پیدا می کنم.

به همین دلیل مجبور شدم کشف درمان بیماری های سخت را به دوستانم محول کنم و البته قید آن همه پول و درآمد عالی را هم بزنم!

مادرم از زمان کودکی من دوست داشت من آموزگار شوم. او همیشه می گفت معلمی شغل خوبی است زیرا علاوه بر خدمت به مردم از نظر بسیاری چیزها ایده آل است، شرایط خوبی دارد، تعطیلات تابستان دارد و کارمند دولت می شوم. به قول مادرم معلمی شغلی است که می توانی دنیا و آخرتت را یک جا بخری!

با صحبت های مادرم موافقم، شغل معلمی یکی از بهترین شغل های دنیاست اما برخلاف ظاهر آن که مادرم برداشت کرده است به نظر من یکی از سخت ترین شغل های دنیا هم می باشد.

اگر بخواهی معلم واقعی باشی و با عشق و علاقه درس بدهی باید صبر و از خودگذشتگی زیادی داشته باشی تا بتوانی دانش آموزان را به سوی جهانی روشن هدایت کنی اما من این خصوصیت فوق العاده را در خودم نمی بینم و فکر نمی کنم بتوانم معلم خوبی شوم.

به تازگی در ذهنم جرقه هایی دیگر زده شده، دوست دارم طراح لباس شوم. دلم می خواهد زیباترین طرح ها را به تن آدم ها بزنم و به نظرم کار جالب و هیجان انگیزی است این که نمایی تازه تر به ظاهر آدم ها ببخشم.

طراحی لباس کاری خلاقانه است که نیاز به ذوق و سلیقه فراوانی دارد، فکرش را بکنید اندام انسان ها تقریبا یکسان است و فرمول واضحی دارد، اگرچه مثلا سایز آن ها با هم متفاوت است اما شکل همه آن ها یکی است، همه دست و پا و سر و تنه و … دارند و یک طراح لباس می توان به این فرم ثابت هزاران ظاهر متفاوت ببخشد.

من احساس می کنم عاشق این کار هستم و دلم می خواهد نماهای تازه تر و متفاوت تری به انسان ها ببخشم، هزاران مدل زیبا با هزاران رنگ زیبا. این خیلی جذاب است و من می خواهم یک دنیا طرح زیبا به مردمم هدیه کنم.