انشا درباره شغل پزشکی و اگر من پزشک بودم برای کودکان و نوجوانان

دو انشای زیبا و جالب درباره شغل پزشکی و اگر من پزشک شوم برای پایه پنجم تا هفتم

انشا در مورد شغل پزشکی
انشا در مورد شغل پزشکی

انشای کودکانه درباره شغل پزشکی

من شغل پزشکی را دوست دارم با این که می دانم پزشکان شغل حساس، پر خطر، پر از نگرانی و سختی دارند چون جان آدم ها اول دست خدا و بعد دست آن ها است و اشتباه کوچک در کار آن ها می تواند نتیجه خیلی بدی به دنبال داشته باشد.

مادرم می گوید یک پزشک زمانی که از دانشگاه فارغ التحصیل می شود قسم می خورد که نسبت به جان انسان ها مسئولیت داشته باشد و برای این کار همه تلاشش را بکند.

اگر یک پزشک بودم اول از همه سعی می کردم در کارم به پول کمتر از جان آدم ها اهمیت بدهم چون بعضی از دکترها هستند که این کار را به خاطر پول و درآمد بیشتر انتخاب کرده اند و بعضی ها هم فقط به دنبال احترام مردم هستند و به خاطر شغل خود فخر می فروشند.

من اگر پزشک شوم می خواهم پزشک ماهر و خوش اخلاقی شوم چون مهارت بالا در درمان بیماری ها مهم ترین ویژگی یک پزشک است و در کنار مهارت، اخلاق خوب هم برای شغل پزشکی لازم است.

اگر پزشک شوم می خواهم پزشکی باشم که مردم را دوست دارد، بیماران فقیر را رایگان درمان کنم و به خاطر پول هیچ بیماری را از مطب خودم برنگردانم.

اگر پزشک شوم قبل از آن که به جیب مردم نگاه کنم به حال آن ها توجه می کنم و تمام تلاشم را می کنم تا با درمان بیماری های سخت خدا و بندگان خدا را شاد کنم.

انشا در مورد شغل پزشکی برای نوجوانان

پزشکی جزو شغل های پر درآمد دنیا است و امروزه بسیاری از مردم به علت درآمد بالای این شغل به دنبال آن می روند، در واقع پزشکان زیادی هم هستند که دنبال پول و مادیات هستند و جنبه های دیگر شغل خود را نادیده می گیرند و یا اصلا درکی از آن ندارند.

مثل پزشکی که به خاطر نداشتن هزینه درمانی یک خانواده، بخیه های سر کودکی را باز کرد، این دیدگاه و این رفتار فاجعه ای بزرگ است که ارزش والای حرفه پزشکی را لکه دار می کند.

پزشکی شغل مقدسی است و پزشک به دلیل ارتباط مستقیم با جان انسان ها در مرتبه ای بالا و در عین حال حساس مشغول به کار و تلاش است.

او وسیله ای است که خداوند برای شفای بیماران قرار داده و معجزاتش را در دستان او جاری کرده است و کسی است که درمان انسان ها و مراقبت از جان آن ها را به عهده گرفته است. پزشک بابت این وظیفه سوگند یاد کرده و عهد بسته است.

افرادی که پزشک می شوند مدت های زیادی در دانشگاه تحصیل می کنند و مدت زیادی از عمر خود را صرف این کار می کنند زیرا لازمه این شغل مهارت فوق العاده بالا می باشد و از طرف دیگر باید روی جنبه های معنوی و اخلاقی خود نیز کار کنند.

پزشک ماهری که اخلاق خوبی ندارد و توانایی ارتباط درست با دیگران را به دست نیاورده نمی تواند وظیفه خود را کامل انجام دهد و بسیاری از مردم را از خود می راند.

با این حال من پزشکان زیادی را سراغ دارم که در حالت عادی ویزیت معمولی خودشان را می گیرند زیرا برای کسب چنین مهارت بالایی سال ها تلاش کرده اند اما همان ها هفته ای یک روز ویزیت رایگان برای بیماران فقیر قرار می دهند، آن ها پزشکانی هستند که جایگاه و وظیفه خود را به خوبی درک کرده اند.