انشا درباره صدای رعد و برق برای نوجوانان و دانش آموزان

انشا خواندنی و زیبا در مورد صدای رعد و برق برای کودکان، نوجوانان و دانش آموزان پایه چهارم تا دوازدهم

انشا در مورد صدای رعد و برق
انشا در مورد صدای رعد و برق

صدای مهیبی در آسمان پیچید و تمام شیشه های پنجره های خانه را به لرزه درآورد، انگار رعد و برق نوید آمدن باران را می داد.

پشت پنجره رفتم و به آسمان خیره شدم که پوشیده از ابرهای خاکستری بود، هر چند لحظه یک بار ابری با دیگری برخورد می کرد و از برخورد آن ها نوری تاریکی شب را روشن کرده و پس از چند ثانیه صدای رعد و برق همه جا می پیچید و خواب از چشمان همگان می ربود.

اگر چه این صدا برای برخی ها مانند دیگر صداهای طبیعت بود اما برای من صدای وحشت آوری بود که دلهره به جانم می انداخت و بی تابم می کرد.

هر بار که صدای رعد و برق شروع می شد تمام شیشه ها ی پنجره به صدا در آمده و سکوت خانه را بهم می زدند و اضطرابی عجیب را در وجودم بیدار می کردند.

با صدای رعد و برق دیگر خبری از خواب شبانه نبود، من کمی دورتر از پنجره نشسته و به پنجره خیره شده بودم تا با فرو نشستن خشم آسمان، آرامش بگیرم.

کم کم فواصل بین رعد و برق ها طولانی تر شد و صدایشان کم تر و در انتها باران زیبایی شروع به باریدن کرد.

حالا آن صداهای مهیب جای خود را به صدای نم نم باران داده بودند که نوازشگرانه روی زمین می نشستند و تشویش و نگرانی ام را به حس زیبای آرامش تبدیل می کردند.

نزدیک پنجره تیر چراغ برقی بود که روشنایی اش باعث می شد تا فرود قطره های باران روی زمین را بشود تماشا کرد و لذت برد.

گاهی صدای رعد و برق از دور می آمد اما دیگر مثل قبل وحشت آور نبود، انگار این بار باران کمی از آن همه خشم آسمان را تسکین داده و مرهمی شده بود برای دردی که آسمان فریادش می کرد.