انشا درباره صدای آبشار برای کودکان و نوجوانان پایه پنجم تا نهم

انشای خواندنی و زیبا درباره ی توصیف صدای آبشار برای کودکان و نوجوانان پایه پنجم تا نهم

انشا درباره صدای آبشار
انشا درباره صدای آبشار

صدای قطرات آب که با شتاب از بالای دره به پایین می آمدند و با سنگ های ریز و درشت برخورد می کردند در دل جنگل می پیچید، این صدای آبشار بود صدایی که برای اهالی این جا نشاط و حیات را زنده می کرد.

ارتفاع آبشار زیاد بود و همین باعث می شد صدای بلند تری داشته باشد که تا دور دست ها هم به گوش همگان برسد، صدای آبشار حیوانات و انسان ها را کنجکاو می کرد و آن ها برای دیدن آبشار زیبا مسیر صدا را دنبال کرده و در نهایت به آبشار می رسیدند.

دیدن زیبایی آبشار و دل سپردن به صدای آن کار همیشگی اهالی جنگل بود، اغلب اوقات حیوانات مختلف به این جا می آمدند و پس از نوشیدن آب و یک آب تنی حسابی در کنار آبشار استراحت می کردند.

گاهی نیز انسان رهگذری با دیدن این آبشار زیبا هوس می کرد که چند ساعتی را کنار آن بنشیند و با صدای آرامش بخش آبشار که از برخورد آب با سنگ ها بود آرامش از دست رفته ی خود را باز یابد.

اما صدای آبشار همیشه این چنین دل نشین و آرامش بخش نبود و گاهی نیز به صدای مهیب و ترسناکی تبدیل می شد که ترس و وحشت را در دل همگان زنده می کرد.

زمان هایی که ابر سیاه آسمان را می پوشاند و بعد از آن باران سیل آسا شروع به باریدن می کرد صدای آرام آبشار هم تبدیل به غرشی می شد که گاه با شتاب می آمد و هر چه بر سر راهش بود را ویران می کرد.

طغیان رود و بعد هم آبشار باعث کنده شدن درختان و جابجایی سنگ ها می شد و این لحظات برای هر کسی که در این اطراف بود بسیار خطرناک و وحشت انگیز بود.

اهالی به محض دیدن ابر های سیاه در آسمان، باید از نزدیکی آبشار دور می شدند تا مبادا مورد خشم او قرار گیرند اما معمولا این حالت آبشار چند ساعت پس از متوقف شدن بارش باران از بین می رفت و آبشار خشمگین دوباره تبدیل به آبشاری می شد که آرامش و حیات را نصیب ساکنان این مکان زیبا می کرد.