انشا درباره صدای باران بهاری برای دانش آموزان پایه هشتم

انشا خواندنی و زیبا در مورد صدای باران بهاری برای کودکان، نوجوانان و دانش آموزان پایه چهارم تا دهم

انشا با موضوع صدای باران بهاری
انشا با موضوع صدای باران بهاری

تمام شیشه های پنجره ی خانه از صدای رعد و برق لرزید، بلند شدم و کنار پنجره رفتم، ابرهای خاکستری بهاری آسمان را پوشانده بودند و هر چند دقیقه یک بار با هم برخورد می کردند و از برخوردشان روشنایی شکل می گرفت و صدای سهمگینی ایجاد می شد که همه چیز را به لرزه در می آورد.

تا مدتی بازی ابرها ادامه داشت اما یکباره باران تندی شروع به باریدن کرد و قطره های باران خودشان را محکم به برگ ها و گل های شعمدانی هایی که در بالکن چیده بودم زدند، با عجله پا به بالکن گذاشتم و در حالی که برخورد قطرات باران را روی سرم حس می کردم گلدان ها را برداشتم تا گل ها و برگ هایشان زیر آن باران تند آسیب نبینند.

بعد دوباره پشت پنجره ایستادم و هنرنمایی ابرها که صاعقه تشکیل می دانند را نگریستم و قطره های باران را تماشا کردم که به تندی از آسمان بر زمین سرازیر می شدند و درخت ها، خانه ها، ماشین ها و خیابان را می شستند.

حالا به لطف باران بهاری کوچه تمیزتر از همیشه شده بود، شیشه ی خانه ها گرد و غبار خویش را به دست باران سپرده بودند و برگ های تازه سبز شده ی درختان نیز پرطروات شده و رنگ شان تازه تر و سبزتر از همیشه به نظر می رسید.

چند دقیقه ای گذشت و آن باران تند جایش را به نم نم باران داد که این بار نوازشگرانه بر سر ساکنان زمین فرود می آمد و بالاخره کمی بعد باران متوقف شد، این بار خورشید از پس ابرهای خاکستری نمایان شد و بر زمین تابید.

اگر چه باران بهاری با همان شتابی که آغاز شده بود به پایان رسید اما با دست نوازشگر و حیات بخش خویش حس تازگی و طراوات را به کوچه، خیابان و شهر ما هدیه داد و آن را بهارانه آراست.