انشا درباره فصل بهار | زیباترین انشاهای عادی و ادبی در مورد طبیعت و شکوفه بهاری

انشاهای فوق العاده زیبا درباره فصل بهار و توصیف زیبایی ها و طبیعت و شکوفه های بهاری برای پایه پنجم تا هشتم

انشا درباره بهار
انشا درباره بهار

انشا ساده در مورد بهار

مادرم می گوید: “بهار عروس فصل هاست، فصلی که با تمام وجودش سعی می کند زیبایی های خلقت خداوند را به نمایش بگذارد.”

وقتی بهار می آید همه جا سرسبز می شود و درختان، گل ها و چشمه ها دیدنی هستند. در فصل بهار باغ پدربزرگم نیز پر از شکوفه های سفید است به طوری که وقتی پایم را داخل باغ می گذارم انگار وارد بهشت خداوند شده ام. عطر گل ها فضای باغ را پر می کند و صدای پرندگان و وزوز زنبورهای عسل از همه جا به گوش می رسد.

بهار زندگی دوباره طبیعت است، زیرا طبیعت که در زمستان به خواب طولانی فرو رفته در فصل بهار از خواب بیدار می شود، انگار دوباره به دنیا آمده است.

همه ما بهار را دوست داریم چون سرشار از سرسبزی و زیبایی و شادی و انرژی است.

وقتی خوب به اطراف خود دقت می کنیم همه موجودات دنیا در حال جنب و جوش هستند، گل های مختلف در این فصل می رویند و پرندگان دسته دسته از کوچ زمستانی خود برمی گردند، حتی مورچه ها هم از لانه های خود بیرون آمده و شروع به جمع آوری آذوقه می کنند.

بهار برای ما بچه ها یادآور خیلی چیزها است، باران های شدید که هربار می بارند طبیعت سرسبزتر از قبل می شود، چغاله بادام و گوجه سبز که حتی فکر کردن به آن ها هم دلمان را آب می اندازد و فصل امتحانات!

بهار با عید نوروز شروع می شود و با امتحانات آخر سال تمام می شود و ما باید بعد از عید نوروز سعی و تلاش خود را دو برابر کنیم تا بتوانیم در امتحانات پایان سال تحصیلی موفق شویم.

من به خوبی می دانم اگر در طول عید به درس و تکالیفم بی اهمیت باشم بعد از سیزده روز تفریحات نوروزی و گشت و گذارها خیلی سخت است دوباره سراغ مشق و درس بروم برای همین در طول عید سعی می کنم هر روز یک ساعت وقت برای مرور کردن درس هایم بگذارم تا از آن ها عقب نمانم.

انشا ادبی درباره فصل بهار

بهار فصل شکفتن است، فصل آغاز، فصل نو شدن …

بهار جشن طبیعت است و گل ها لباس های رنگارنگ خود را به تن می کنند تا زیبایی خود را به رخ یکدیگر می کشند، یکی قرمز، دیگری صورتی، آن یکی آبی و بنفش و … و درختان که از بی برگی و سرمای زمستان به ستوه آمده اند سبزپوش می شوند.

در فصل بهار زمین به شکرانه زندگی دوباره اش هر آن چه در دل پرورانده به سمت آسمان روانه می کند و دانه ها آرام آرام سر از خاک بیرون می آورند و به دنیا سلام می کنند.

کوه ها به مدد خورشید درخشان برف و بار خود را از تن شسته و رودها سرمست به راه می افتند، پرندگان از لانه های خود بیرون آمده و خبر رسیدن بهار را در همه جا نغمه سرایی می کنند.

غنچه های خجالتی که روی درختان میوه نشسته اند پنهانی از پشت گلبرگ های خود به بیرون سرک می کشند و زنبورهای عسل از گل های خوشمزه نوش جان می کنند.

بهار همه چیزش دلپذیر است، پیام عشق و شادمانی با خود می آورد و به همه موجودات و گیاهان و انسان ها نوید شروعی دوباره را می دهد.

در فصل بهار طبیعت به چالشی شگفت انگیز دعوت می شود، یک روز آسمان روسری آبی به سر کرده و لکه ای ابر در آن دیده نمی شود و روزی دیگر به سیاهی شب می شود و غرش های دلهره آورش بارش باران های بهاری را نوید می دهد و چیزی نمی گذرد که رنگین کمان رنگارنگ را گوش تا گوش خود پهن می کند.

بهار هیچ روز و ساعتش شبیه هم نیست و به مدد همین نوسان های شدید آب و هوای بهاری است که تابستانی پربار را شاهد خواهیم بود.

به قول شاعر:

هر گل و برگی که هست، یاد خدا می‌کند
بلبل و قمری چه خواند، یاد خداوندگار

برگ درختان سبز، پیش خداوند هوش
هر ورقی دفتریست، معرفت کردگار

وقت بهارست خیز، تا به تماشا رویم
تکیه بر ایام نیست، تا دگر آید بهار