انشا زیبا و خواندنی در مورد لبخند پدر برای کودکان و نوجوانان

انشا زیبا و خواندنی درباره لبخند پدر برای کودکان و نوجوانان پایه چهارم تا دهم

انشا درباره لبخند پدر
انشا درباره لبخند پدر

وقتی پدرم لبخند می زند دنیا برایم از همیشه قشنگ تر است، او عصر ها پس از یک روز سخت و پر مشغله به خانه بر می گردد و زمانی که مرا می بیند با تمام خستگی هایش به رویم لبخند می زند و شادی را در دلم زنده می کند.

لبخند او نشان ایستادگی اش در مقابل تمام سختی هاست، سختی هایی که تمامی ندارد و هر روز رنگ عوض می کند و با شکل و قیافه ی تازه سر از زندگی مان در می آورد.

او تکیه گاه من است و لبخندش امید را در دلم زنده می کند و به ما یاد می دهد با وجود تمام سختی ها نباید از زندگی نا امید شد، لبخند او به من انگیزه ی صد چندان می دهد تا برای تمام خواسته هایم بی وقفه تلاش کنم و به موفقیت برسم.

لبخند پدرم یاد آور شور و شوق زندگی است، شور و شوقی که گاهی در میان هیاهوی روزمره گم شده و یا به عادت تبدیل می شود.

البته باید اعتراف کنم که گاهی نیز لبخند پدر رنگ می بازد و جایش را به نگرانی و غم می دهد، این لحظات اگر چه سخت است اما این بار من سعی می کنم با لبخندی او را از آن حال و هوا خارج کنم و لبخند بر صورتش بنشانم و زمانی که موفق به این کار می شوم احساس می کنم خوشبخت ترین انسان دنیا هستم.

دلم می خواهد پدرم را همیشه با لبخند ببینم اما می دانم که این کار شدنی نیست زیرا همه ی آدم ها لحظات سخت و غم نیز دارند و در این لحظات لبخند زدن برای آن ها سخت می شود.

دوست دارم تا همیشه نظاره گر لبخند زیبای پدرم باشم، دوست دارم روز های خوش زندگی بیش تر از روز های سختش باشد و همین خوشی ها لبخند بیش تری را به من و به پدرم هدیه کند.