انشا زیبا و خواندنی درباره ی ماه و ماهی برای کودکان و نوجوانان

انشا زیبا و خواندنی در مورد ماه و ماهی برای کودکان و نوجوانان پایه چهارم تا دهم

انشا درباره ماه و ماهی
انشا درباره ماه و ماهی

ماهی قرمز کوچک درون حوض آبی رنگ به طرف و آن طرف می رفت و منتظر ماه بود که چهره ی زیبایش را نمایان کند.

غروب شده بود و خورشید کم کم باقی مانده ی نور هایش را از زمین جمع می کرد و جای خود را به شب می داد.

مدتی سپری شد و بالاخره خورشید در آسمان پنهان شد و سیاهی همه جا را فرا گرفت، ستاره ها چشمک زنان در آسمان شب پدیدار شدند و مهتاب زیبا با چهره ی درخشان در وسط آسمان قرار گرفت.

عکس رخ زیبای مهتاب درون حوض افتاده بود و ماهی به شوق دیدن همین منظره هرزگاهی سر از آب بیرون می آورد و آسمان را تماشا می کرد و بعد دوباره به درون آب می رفت و خنده کنان دور عکس ماه که درون حوض افتاده بود می چرخید.

ماه هم با دیدن جست و خیز های ماهی کوچک خنده اش می گرفت و شیطنت اش گل می کرد و گاهی پشت تکه ابری پنهان می شد و از آن پشت می دید که ماهی او را جست و جو می کند.

ماهی می چرخید، از آب بیرون می پرید و منتظر می شد که ماه دوباره از پشت ابر بیرون بیاید و ماه دوباره ابر ها را کنار می زد و انعکاس چهره ی زیبایش را دورن حوض می دید.

بازی ماه و ماهی تا صبح ادامه داشت، مهتاب انگار هم در آسمان حضور داشت و هم درون حوض و کنار ماهی … اما صبح که می شد وقت رفتن ماه می رسید و او چهره در هم می کشید و با ماهی خدا حافظی می کرد.

با رفتن ماه خورشید دوباره با قدرت تمام در آسمان نمایان می شد و نور درون حوض می پاشید و تَن ماهی زیر نور خورشید شروع به درخشیدن می کرد این لحظه ها زیبا بودند اما نه به زیبایی لحظه ای که عکس رخ مهتاب درون حوض می افتاد و ماهی در زیر نور کم ولی درخشان آن شروع به شادمانی می کرد.