انشا درباره محیط زیست | انشاهای زیبا و ادبی درباره اهمیت حفاظت از محیط زیست

انشاهای زیبا، ساده و ادبی درباره محیط زیست و تلاش برای حفاظت و نگهداری از محیط زیست برای پایه پنجم تا هشتم

انشا در مورد محیط زیست خانه دوم ما
انشا در مورد محیط زیست خانه دوم ما

انشای ساده در مورد محیط زیست

محیط زیست جایی است که ما در آن زندگی می کنیم، طبیعتی که خدای بزرگ و مهربان بسیار زیبا و کامل و تمیز برای ما آفریده است و یکی از نعمت های قشنگ خداوند است. ما همانطور که باید از همه نعمت های خدا خوب استفاده کنیم از محیط زیست و طبیعت هم باید به خوبی استفاده و نگهداری کنیم.

به نظر من وظیفه ما در مقابل محیط زیست خودمان این است که آن را کثیف و آلوده نکنیم، مثلا آشغال های خود را در سطل زباله بیندازیم و با این کار کوچه و خیابان ها را پاکیزه و منظم نگه داریم.

من آدم های زیادی را دیده ام که وقتی سوار ماشین هستند زباله خوراکی های خودشان را به بیرون پرت می کنند، پدرم می گوید آن ها به محیط زیست اهمیت نمی دهند و این کار خوبی نیست.

من و خانواده ام هر وقت برای تفریح به پارک می رویم کیسه زباله هم همراه خودمان داریم، من اجازه نمی دهم برادرم تنه درخت ها را خراش بدهد، مراقب هستم گل ها را لگد نکنم و آن ها را نمی چینم. ما هرگز آتش روشن نمی کنیم و موقع ترک پارک همه وسایل خود را از آن جا برمی داریم.

اگر همه آدم بزرگ ها و بچه ها به این چیزها توجه داشته باشند طبیعت و محیط زیست شهر ما زیبا می شود. من در تلویزیون دیده ام که مردم بسیاری از زباله های خود را به آب رودخانه ها و دریاچه ها می ریزند و با این کار آب دریاچه را آلوده می کنند و پاک کردن این آلودگی زمان و هزینه زیادی می برد.

من می دانم آلوده کردن محیط زیست به سلامت ما انسان ها و همینطور همه حیوانات ضرر می رساند و بسیاری از افراد به خاطر آلودگی هوا، آلودگی آب و محیط زیست به بیماری های سخت مبتلا می شوند چون بعضی ها فکر می کنند طبیعت فقط برای استراحت کردن و تفریح است و تنها فکر این هستند که خانه خودشان را تمیز کنند و به کوچه و خیابان اهمیت نمی دهند و این بسیار اشتباه است.

انشا ادبی درباره محیط زیست

محیط زیست و طبیعت یکی از بزرگ ترین موهبت های الهی است، امانتی با ارزش که باید قدرش را دانسته و در حفظش کوشا باشیم.

ما از محیط زیست پاکیزه در جهت سلامتی و شادابی خود بهره می بریم، در سخت ترین شرایط زندگی با پناه بردن به دامان طبیعت و محیط زیستی به دور از تنش و آلودگی خود را آرام می کنیم، انرژی می گیریم و با احیای طراوت و تازگی روحیه با قدرت و انگیزه دوچندان به زندگی ادامه می دهیم اما در مقابل چه کاری برای محیط زیست انجام داده ایم؟

محیط زیست، دریاها، جنگل ها، کوه ها و … گنج عظیمی را در خود پنهان کرده و ما از دل آن ها روزی خود را به دست می آوریم و استفاده ها از آن می کنیم اما بترسیم از آن زمان که استفاده های ما رنگ سوء استفاده بگیرد که این کار عواقب خطرناکی داشته و باید نگران آن روزی باشیم که طبیعت از آلودگی های حاصل از بی فکری های ما به ستوه آمده و خشمگین شود که در آن زمان خشک و تر را با هم خواهد سوزاند.

ما آب ها را آلوده می کنیم آب هم به ما آسیب رسانده و موجب بیماری ما می شود، درختان را قطع می کنیم بی خبر از آن که روزی خواهد رسید که برای فرار از هوایی که آلوده اش کرده ایم به دل همین طبیعتی پناه خواهیم برد که درختانش را قبلا به یغما برده ایم!

ما عادت کرده ایم مهربانی و فراوانی طبیعت و نعمت های بیشمار محیط زیست را هدر دهیم، به خاطر یک ساعت تفریح آن را به آتش بکشیم، دریاچه هایش را آلوده کنیم، آسمانش را سمی کنیم و همه این ها از آن نشات می گیرد که شهر خود را و محیط زیست اطراف مان را خانه خود نمی دانیم تا برای پاکی و نظافتش تلاش کنیم.

غافل از آن که با این کار سلامت آیندگان را به خطر انداخته، سرمایه های آن ها را تلف می کنیم و میراث ما برای فرزندان مان چیزی جز آلودگی هوا، جنگل های بی درخت، دریاچه های خشک نخواهد بود.