انشا ذهنی در مورد مرگ و زندگی و مقایسه آن ها برای پایه پنجم تا هشتم

دو انشای خواندنی و زیبا در مورد مرگ و زندگی برای کودکان و نوجوانان پایه پنجم تا هشتم

انشا در مورد مرگ و زندگی
انشا در مورد مرگ و زندگی

انشا در مورد مرگ و زندگی پایه پنجم و ششم

ما انسان ها یک روز به این دنیا آمده ایم و یک روز هم از دنیا می رویم و این رسم زندگی و مرگ است.

ما به دنیا آمده ایم برای این که خوب زندگی کنیم و از دنیا رفتن یعنی پایان زمان و مهلت برای درست و خوب زندگی کردن که به آن مرگ می گوییم.

مرگ کلمه ترسناکی به نظر می رسد، ما از این کلمه می ترسیم و دوست نداریم مرگ مان برسد اما مرگ و زندگی از هم جدا نمی شوند و هر روز که می گذرد یک روز به مرگ خودمان نزدیک تر می شویم.

ما همیشه در حال برنامه ریزی کردن هستیم، به این فکر می کنیم چطور آینده ای می سازیم و چه کارهایی می کنیم اما حواس مان نیست که آینده ما ممکن است اصلا نباشد و اگر هم زنده باشیم به هر حال خیلی به زمان مرگ خود نزدیک تر شده ایم.

اما چه کار می توانیم بکنیم که از مرگ نترسیم؟ چون یک روز دیر یا زود حتما می آید.

به نظر من تنها راه این است که الان که زنده هستیم و فرصت داریم از زمان زندگی و عمرمان بهترین استفاده را بکنیم.

من فکر می کنم اگر ما درست زندگی کنیم، آدم های خوبی باشیم، به دیگران کمک کنیم و هر چیز خوبی که یاد می گیریم خیلی زود به آن عمل کنیم زمان مردن دیگر ترس زیادی نخواهیم داشت و به این فکر کنیم کسانی که آدم های بدی هستند، بد رفتار می کنند، کارهای بدی انجام می دهند، چقدر موقع مرگ ناراحت هستند و عذاب می کشند.

به نظر من ما باید مرگ را شروع یک سفر زیبا و زندگی را مثل فرصتی برای جمع کردن کوله بار این سفر بدانیم.

پس تا فرصت هست بهترین و مهم ترین وسایلی که باید در کوله پشتی خود بگذاریم را جمع کنیم، ما در این سفر به جای آب، غذای مناسب، پتوی مسافرتی و لباس گرم یا سرد به کارهای خوب و شایسته نیاز داریم و هر چقدر پاکی و درستی هایی که در زندگی داشته ایم بیشتر باشد در سفر بعد از مرگ راحت تر هستیم، پس بیایید خوب باشیم و درست زندگی کنیم.

انشا در مورد مرگ و زندگی برای پایه هفتم و هشتم

خداوند بزرگ ما را در یک روز به خصوص یعنی روز تولد به این دنیا فرستاده و تولد ما شروع زندگی و آغاز هدفی بسیار بزرگ و عظیم است.

او ما را به این دنیا فرستاد در حالی که وظایف ما را مشخص کرد و ما را موظف به انجام آن ها نمود، ما آمده ایم تا چیزی را در جای خودش قرار دهیم و بعد از انجام ماموریت خود در زمانی مشخص سوار بر قطار مرگ شویم و به دنیای دیگری سفر کنیم.

برای بسیاری از ما زندگی تمام چیزی است که با چشمان خود می بینیم و قادر به لمس آن هستیم و مرگ مانند رازی عجیب و ترسناک است که شناختی درباره اش نداریم.

من اگرچه از مرگ می ترسم اما به خودم می گویم مگر لحظه تولدت را یادت می آید؟ مگر احساسی که در لحظه به دنیا آمدن داشته ای را به خاطر داری؟ مرگ هم تولدی دیگر است به عالمی دیگر که مانند روز تولد که روزی شاد و زیبا بود حتما در عالمی دیگر روزی شاد خواهد بود.

با این حال هیچ یک از ما از دنیای پس از مرگ خبر نداریم و آن چه در اختیار داریم زمان اکنون است، همین لحظه ای که نفس می کشیم، سالم و قوی هستیم، مغزمان مثل ساعت کار می کند و قلب مان پر تپش به کار خود ادامه می دهد.

این ما هستیم! موجوداتی قوی و محکم و بی شک زندگی یک فرصت است، زمین کشت و زراعتی که زمان برداشت محصولاتش بعد از مرگ فرا می رسد و چاره ای نیست جز صبوری کردن و عاقل بودن تا محصولات خوبی بکاریم و سرمایه گذاری بلند مدتی داشته باشیم.

راستی و درستی سرمایه هایی هستند که در تمام طول زندگی در این دنیا به ما شادی می دهند و موفقیت و پیروزی به دنبال دارند، در زمان مرگ نیز قطعا مایه آرامش خواهند بود و بعد از مرگ نیز تنها محصولاتی که سالم مانده و حتما مایه آبرو و آسایش ما خواهند بود.

بکوشیم درست زندگی کنیم.