انشا با موضوع اگر من یک درخت بودم برای دانش آموزان پایه نهم

انشا زیبا و خواندنی درباره ی اگر من یک درخت بودم برای دانش آموزان پایه نهم

انشا در مورد اگر من یک درخت بودم
انشا در مورد اگر من یک درخت بودم

اگر من درخت بودم ریشه در خاک جنگلی سبز و بزرگ داشتم و شاخه هایم جای امنی برای لانه های کوچک پرندگان خوش آوازی بود که صبح ها چشم باز کرده و نغمه سر می دادند.

اگر من درخت بودم در پاییز برگ هایم هزار رنگ می شدند و افسونگری می کردند و پس از آن که باد مهمان جنگل می شد برگ های رنگارنگم یک به یک از شاخه هایم جدا شده و بر روی خاک و علف های سبز جنگل می ریختند و سپس قطره های آبی باران شاخه های خشکم را سیراب می کردند.

اگر من درخت بودم در طوفان ها ریشه هایم خاک را در آغوش می گرفتند تا مبادا طوفان از زمین جدایم کند و مرگ را نصیب من بگرداند و شاخه هایم بیش تر و بیش تر مقاومت می کردند تا بهاری دیگر را تجربه کنم.

در زمستان میزبان دانه های بلورین برف می شدم و آن ها ابرهای خاکستری را ترک کرده و بر روی شاخه هایم می نشستند و تن پوشی سپید و رویایی بر تنم می پوشاندند، هنگامی که باریدن برف تمام می شد و هوا رو به تاریکی می رفت سرمای زمستان بر تن پر پرفم می پیچید و قندیل های یخ از شاخه هایم آویزان می شد.

اگر من درخت بودم آمدن بهار را با تمام وجود حس می کردم، نسیم می آمد و جان دوباره ای بر تن من و درخت های دیگر می دمید، شاخه های خشک ما بار دیگر جوانه می زدند و برگ های تازه می رویانیدند و هر روزی که می گذشت برگ های ما سبز تر و بیش تر می شدند.

باران های بهاری تن سبز ما را می شست و تمیز می کرد و پرندگان این بار برای این که خیس نشوند زیر برگ های مان پنهان می شدند.

با آمدن تابستان نیز سبزی بهار جای خود را رنگ سبز تابستانی می داد و سایه ام خلوتی خوش و دنج را برای مسافرانی که به جنگل آمده بودند فراهم می کرد.