انشا درباره وطن | زیباترین انشاهای ادبی و ساده در مورد ایران و توصیف وطن

در ادامه دو انشای ساده و ادبی درباره توصیف وطن، ایران سرزمین ما برای دانش آموزان قرار داده ایم، با پرشین استار همراه باشید.

انشا درباره ایران وطنم
انشا درباره ایران وطنم

انشا در مورد وطن برای کلاس ششم

من فرزند خاک ایرانم، سرزمینم را دوست دارم و حتی هنگامی که کلمه ایران را به زبان می آورم غرور فراوانی در وجودم احساس می کنم زیرا در جای جای این مرز و بوم آثار تلاش و غیرت و مردانگی های بسیاری نقش بسته و مردمان بزرگی از همین خاک، سربلند و با افتخار به آسمان ها پرواز کرده اند.

اگر نمی دانی بدان، ببین و بپرس آن ها که را که رگ و خون داده اند تا قلب ایرانمان بتپد …

ایران خانه من است و من وطنم را و آسمانش را دوست دارم، وطنم را وقتی شمالش می بارد، جنوبش پر از گرد و غبار می شود، شرقش آفتاب می گیرد و غربش را سپیدی برف می پوشاند دوست دارم و می دانم روزی که روحم از این خاک مقدس جدا شود همچنان در آسمان هایش پرواز خواهد کرد.

پرچم مقدس کشور ما از سه رنگ سبز، قرمز و سفید تشکیل شده که سبزش نمادی از اسلام، سفیدش نشانه صلح و سرخش نماد رشادت و شهادت می باشد و ما فرزندان این خاک، از پدران و اجداد خود به ارث برده ایم که برای سربلندی کشورمان ایران و به اهتزاز درآمدن پرچمش در عرصه های مختلف لحظه ای از پای ننشینیم و همه تلاش خود را بکنیم تا به کشور خود خدمت کرده و ایرانی آزاد و آباد داشته باشیم و پای نفوذ و دست دخالت بیگانگان را مانند همیشه از آن کوتاه نگه داریم.

زنده باد ایران وطنم …

******

انشا ادبی درباره ایران وطن ما

وطن یعنی عمق و اصالت، یعنی ریشه و شناسنامه یک ملت به گستردگی یک کشور.

وطن یعنی ایران من! یعنی آن جا که بودنم بود شده و روزی نبودنم در آن ثبت خواهد شد.

من ایرانی ام و وطن در فرهنگ لغت هر ایرانی تنها واژه ای سه حرفی نیست که مرزهای کشورش را به رخ بکشاند بلکه تار و پود تن هر ایرانی با نام وطن سرشته و قلبش برای وطن می تپد، همان جا که اجدادش در آن فداکاری ها کرده و فرزندانش با افتخار در آن زندگی خواهند کرد.

وطن یعنی ایران، ایران یعنی یک دنیا عشق، ایثار، غیرت، خون … ایران یعنی تاریخی غنی از تمدنی با شکوه، ایران یعنی در تندباد حوادث روزگار بودن و نلغزیدن، ایران یعنی مردمانی فرهیخته از فردوسی گرفته تا حافظ و سعدی و دکتر حسابی ها … و من از تبار همین مردانم.

همان هایی که هفت خوان رستم ها را گذراندند و از درخت های باغ شعر مولانا سیب ها چیدند، همان ها که برای دفاع از این مرزها در خاک و خون غلتیدند اما یک وجب از آن را به دست دشمن نسپردند. همان ها که در عرصه های مختلف علمی و ادبی و ورزشی حماسه آفریدند که ما بارها به ایرانی بودنمان افتخار کنیم.

من از تبار همین مردانم و تمام تلاشم را خواهم کرد تا ایرانی آباد و غنی و سربلند داشته باشم مانند همیشه، از ازل تا ابد …