انشا درباره پرواز بدون بال در قالب خاطره برای نوجوانان پایه نهم

انشا زیبا و خواندنی در مورد پرواز بدون بال در قالب خاطره برای نوجوانان پایه نهم

انشا در مورد پرواز بدون بال
انشا در مورد پرواز بدون بال

پرواز کردن یعنی رهایی و زمانی که من پرواز پرندگان را در آسمان تماشا می کنم فکر می کنم آن ها رها ترین و آزاد ترین موجودات روی زمین هستند.

پرواز کردن آرزوی هر انسانی بوده و هست، از گذشته های دور تا به امروز انسان عاشق رها شدن و پرواز کردن در آسمان بوده و همین امر موجب شده تا تلاش کند و ابزار هایی بسازد که او را از زمین بلند کرده و به آسمان ببرد و لذت ناب پرواز کردن را به او بچشاند.

اما من بارها و بارها بدون این که پاهایم از زمین جدا باشند لذت پرواز کردن را چشیده ام، من با اتفاقات کوچک و بزرگ زندگی ام پر از احساس نشاط شده ام و حس پرواز را تجربه کردم.

شادی در وجود انسان او را بدون بال به اوج می برد و حس پرواز را درون اش زنده می کند، شادی مانند بال های خیالی انسان است که به او اجازه می دهد تا قله هایی دور دست، تا بلندای آسمان، تا به وسعت تمام دریا ها و اقیانوس ها پرواز کند و پر از رهایی باشد.

و اما غم، غم مانند زنجیرست که دست و پای انسان را می بندد، زمانی که غم وجود انسان را فرا می گیرد حتی اگر او با بهترین و پیشرفته ترین ابزار ها هم از زمین جدا شود و در آسمان باشد باز هم رها نیست و بندی نامرئی او را احاطه می کند، غم حس رهایی و پرواز را در خود اسیر می کند، غم نه تنها لذت پرواز بلکه تمام خوشی های آدمی را در خود دفن می کند.

برای پرواز کردن باید رها بود، برای پرواز آدمی تنها کافی ست تا او غم را پشت سر گذاشته و به امید و شادی برسد، شادی و امید بال های آدمی برای رهایی ست و می توانند او را تا هر کجا که بخواهد ببرند.