انشا ساده و طنز درباره گرانی برای کودکان و نوجوانان پایه پنجم تا هشتم

دو انشای ساده و طنز در مورد گرانی برای پایه پنجم تا هشتم

انشا درباره گرانی
انشا درباره گرانی

انشای کودکانه درباره گرانی

گرانی یکی از مشکلاتی است که اثر خیلی بدی روی زندگی مردم می گذارد و باعث می شود مردم از زندگی خودشان ناراضی شوند.

گرانی باعث می شود بچه های زیادی نتوانند به خوبی لباس بپوشند، غذای کافی برای خوردن نداشته باشند و نتوانند لوازم مدرسه بخرند.

گرانی باعث می شود بیمارانی که احتیاج به داروهای خاص دارند یا باید در بیمارستان بستری شوند به خاطر کمبود پول نتوانند به موقع درمان شوند و داروهای مورد نیاز خود را تهیه کنند و بیماری آن ها بدتر شود.

گرانی باعث می شود بعضی از بچه ها که پدرشان درآمد زیادی ندارد در مدرسه به خاطر خیلی چیزها خجالت بکشند یا غصه بخورند.

گرانی خیلی بد است چون باعث می شود مرد خانواده شرمنده زن و بچه اش شود چون نمی تواند همه نیازهای زندگی آن ها را فراهم کند.

گرانی باعث می شود زندگی مردم سخت شود و بسیاری از آدم ها در بدبختی زندگی کنند. مردم فقیر شوند و به خاطر نداشتن غذای مناسب و کافی زودتر مریض شوند و نتوانند کار کنند.

اما در همین گرانی ها بعضی از مردم هم هستند که پول های آن ها بیشتر و بیشتر می شود و ثروت بیشتری جمع می کنند. پدرم می گوید آدم هایی که به مردم فقیر کمک نمی کنند و حتی باعث می شوند مردم فقیرتر و بی پول تر شوند پولی که جمع می کنند کثیف است و سفره ای که پهن می کنند از حق کودکان یتیم گرفته شده است.

دلم می خواهد وقتی بزرگ شدم گرانی را از بین ببرم تا بچه ها شادتر باشند و هیچ وقت هیچ پدر و مادری شرمنده فرزندانش نشود و حتی کسانی که درآمد کمی دارند بتوانند راحت نیازهای مهم زندگی خودشان را برطرف کنند و محتاج دیگران نشوند.

انشا طنز درباره گرانی برای نوجوانان

فکر می کنم دو سه سال می شود که شروع شده است و تمامی هم ندارد!

قبلا تنها سالی یک بار می آمد، حوالی های عید نوروز که همه در تکاپوی آماده شدن برای عید بودند به زندگی مردم سرک می کشید و خودش را نشان می داد و مدتی بعد راهش را می کشید و می رفت و تا یک سال بعدش معمولا خبری از او نبود.

منظورم از “او” حاجی فیروز نیست بلکه یک ویروس قدیمی با رفتاری جدید و خطرناک است به نام گرانی که چند سالی است دیگر زمان مشخصی برای خودش ندارد و هر روز به ما سر می زند، نه گرما می شناسد نه سرما، نه عید می شناسد نه غیر عید و همچون مهمان ناخوانده ای است که بی دعوت آمده و به زور هم نمی توانی از خانه ات بیرونش کنی!

بدتر از همه این که مسری است، سال ها قبل گرانی تنها روی کرایه تاکسی ها و قیمت میوه ها و تره بار اثر می گذاشت اما امروز علاوه بر ریز و درشت های خریدنی و خوردنی و پوشیدنی، دیگر حتی شعور و ادب و احترام هم گران و کمیاب شده است.

تنها چیزی که در این روزهای گرانی خوشحالم می کند گران شدن قیمت ماشین است، خوشحال می شوم چون گرانی قدرت خرید مردم را کمتر کرده و شاید کم شدن ماشین های دود و دمی مرهمی بر هوای آلوده شهرهای ما باشد اما انگار آلودگی رفیق هم پای گرانی است که هر چه می گذرد و هرچه گرانی سرسام آورتر می شود شهرها هم آلوده تر می شوند و اکسیژن گران تر… تا جایی که حتی گرانی بنزین هم چاره ساز نشد که نشد!

گرانی این بلای خانمان سوز یکی از پیامدهای تورم و اوضاع بد اقتصادی است که باعث می شود بیمارها بیمارتر، فقیرها فقیرتر، سفره ها خالی تر، چهره ها عبوس تر و زندگی سخت تر و سخت تر شود اما هنوز هم هستند کسانی که در این گرانی و اوضاع نابه سامان دلی خوش دارند و قلبی پر مهر و محبت که عاطفه را ارزان می دهند و دست شان به خیر و نیکی باز باز است.