برشی کوتاه از کتاب های معروف دنیا

در ادامه این مطلب مجموعه ای از برش های زیبا و آموزنده از کتاب های معروف دنیا را ارائه کرده ایم. با پرشین استار همراه باشید؛

برشی زیبا از کتاب های معروف دنیا
برشی زیبا از کتاب های معروف دنیا

نمیتونم نفس بکشم
انگار غرق در اشک‌ هایی هستم که از ریختن اونا خودداری می‌ کنم.

“انجی توماس – نفرتی که تو میکاری”

*****

خورشید در حال طلوع بود که او چشمانش را گشود.
در چشم انداز خود آنجایی را دید که صدها ستاره کوچک در دل شب،
تاریکی را می شکافتند و به هر طرف چشمک می زدند و
رشته ای از نخل های صف ایستاده را دید که گویی گستره ی صحرا را پوشانده بودند.

“پائولو کوئیلو – کیمیاگر”

*****

شما نمی تونید انتخاب کنید که در این دنیا صدمه ببینید
اما شما انتخاب می کنید که چه کسی به شما صدمه بزنه
و من انتخاب های خودم رو دوست دارم

“جان گرین – خطای ستارگان بخت ما”

*****

برش زیبا از کتاب های معروف

بهترین دوران بود، بدترین دوران بود
عصر خرد بود، عصر حماقت بود
دوران باور بود، دوران ناباوری بود
فصل نور بود، فصل تاریکی بود
بهار امید بود، زمستان ناامیدی بود

“چارلز دیکنز – داستان دو شهر”

*****

من زندانی یک بیمارستان روانیم
نگهبانم همیشه مراقب منه، او هیچ وقت اجازه نمیده از جلوی چشماش دور بشم
یک روزنه توی در و چشم نگهبان من سایه قهوه‌ ایه که هرگز نمیتونه چشمای آبی من رو ببینه.

“گونتر گراس – طبل حلبی”

*****

یه چیز خنده دار در مورد پدرها و مادرها هست و اون اینکه
حتی زمانی که فرزندشون نفرت انگیزترین فردیه که میتونید تصور کنید
اونا هنوز فکر می کنند که بچشون فوق العاده است.

“رولد دال – ماتیلدا”

*****

من سخت کار کردم تا تو را راضی کنم
و بیلیارد و هر چیزی که دوست نداشتی را کنار گذاشتم و صبر کردم و هرگز شکایت نکردم
چون امیدوار بودم که تو مرا دوست داشته باشی هر چند که به اندازه کافی خوب نیستم.

“لوئیزا می آلکات – زنان کوچک”

*****

تکه هایی از کتاب های معروف دنیا

بعضی وقت‌ ها فکر می‌ کنم بهترست از ناراحتی رنج ببرم و بجنگم و فریاد بزنم
و حتی اون درد وحشتناک را تحمل کنم تا اینکه فقط… در امان باشم.
حداقل میدونم که دارم زندگی می کنم.

“بتی اسمیت – درختی در بروکلین می روید”

*****

همیشه مهمه که بدونیم چه زمانی چیزی به پایان خود رسیده
بستن دایره ها، بستن درها، به پایان رساندن فصل ها، مهم نیست به اون چی بگیم.
چیزی که مهمه اینه که اون لحظاتی را در زندگی که تمام شده اند در گذشته رها کنیم.

“پائولو کوئیلو – زهیر”

*****

هر چه بیشتر دنیا را می شناسم،
بیشتر متقاعد می شوم که هرگز مردی را نخواهم دید که بتوانم واقعا دوستش داشته باشم.

“جین آستین – عقل و احساس”

*****

برشی از کتاب های معروف خارجی

زن ها، گاهی اوقات حرفی نمی زنند چون به نظرشان لازم نیست که چیزی گفته شود!
تنها با نگاهشان حرف می زنند… به اندازه یک دنیا با نگاهشان حرف می زنند.
اگر زنی برایتان اهمیت دارد، از چشمانش به سادگی نگذرید! به هیچ وجه…

“سیمون دوبوار – سوءتفاهم”

*****

اگر می‌ خواهی برای آدم‌ های طبقه بالا پز بدهی، زحمت نکش. آنها همیشه به نظر حقارت نگاهت می‌ کنند.
اگر می‌ خواهی برای زیر دست‌ هایت پز بدهی، باز هم زحمت نکش. چون فقط حسودی‌ِ شان را تحریک می‌ کنی.
این نوع شخصیت کاذب، تو را به جایی نمی‌ رساند.
فقط قلب باز است که به تو اجازه می‌ دهد در چشم همه، یک جور باشی.

“میچ آلبوم – سه شنبه‌ ها با موری”

*****

تا حالا یه سوزن توی تخت خوابت گم کرده­‌ ای؟ شک همون ­‌قدر ذهن آدم رو آزار میده.

“فلن اوبراین – سومین پلیس”

در ادامه بخوانید : 20 جملات زیبا و قشنگ رمان های معروف دنیا