متن کامل شعر بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین از حافظ شیرازی

بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس

شعر بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین یکی از اشعار معروف حافظ شیرازی است که در تفسیر گذر زمان و غنیمت شمردن آن، تغییر و تحول و حرکت رو به جلو کمال سروده شده است.

در ادامه این مقاله متن کامل شعر بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین را برای شما ارائه کرده ایم. با پرشین استار همراه باشید؛

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس

زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس

من و همصحبتی اهل ریا دورم باد

از گرانان جهان رطل گران ما را بس

قصر فردوس به پاداش عمل می‌بخشند

ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس

بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین

کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس

نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان

گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم

دولت صحبت آن مونس جان ما را بس

از در خویش خدا را به بهشتم مفرست

که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس

حافظ از مشرب قسمت گله نا انصافیست

طبع چون آب و غزل‌ های روان ما را بس

” شاعر : حافظ شیرازی