دیالوگ های ماندگار و معروف سریال شهرزاد

در ادامه این مقاله گزیده ای از بهترین شعر ها و دیالوگ های عاشقانه فصل اول، دوم و سوم سریال شهرزاد با بازی شهاب حسینی، ترانه علیدوستی و مصطفی زمانی را ارائه کرده ایم. با پرشین استار همراه باشید؛

دیالوگ های سریال شهرزاد
دیالوگ های سریال شهرزاد

* شهرزاد : میونه این همه نشونه های خوب من کجا وایسادم؟

فرهاد : تو بهترین نشونه این روزای من. یک دست جام باده و یک دست زلف یار / رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

* شهرزاد : فراموشی زمان میبره. فک میکنم من به هر دری زدم و اونی نشد که می خواستم بشه لابد قسمت خرافه نیست، هست واقعا؟

* آذر : رویای قشنگیه واسه آذر بیچاره تو شبای تنهاییش که نمیره از دلتنگی. از این به بعد دیگه حوصله هیچی رو ندارم جز فکر کردن به تو. جهنمی بزرگ تر از این تو زندگی می شناسی؟

* شهرزاد : گاهی آدم تو جنگ با خودش باید اونقد پیش بره که یه ویرونه بسازه از وجودش! اون وقت از دل اون ویرونه یه نوری، یه امیدی، یه جراتی جرقه می زنه!

* مریم : بابک می دونی این کار چه عواقبی داره؟

بابک : مریم اگه قرار باشه یه طوری زندگی کنیم که کارامونهیچ عواقبی نداشته باشه اصن واسه چی زندگی کنیم؟

* هاشم : زمان رفوگر خوبیه… هر بیدی هم به زندگی آدم زده باشه زمان رفوش می کنه!

* فرهاد : در من کوچه ای ست که با تو در آن نگشته ام / سفری ست که با تو هنوز نرفته ام / و عاشقانه هایی که با تو هنوز نگفته ام…

* قباد : شهرزاد نمی دونی بدون، من با تو چیزایی پیدا کردم که هیچوقت تو زندگیم نداشتم و نمی خوام از دستش بدم.

* قباد : ما همه مهره های سوخته ایم که زیر دست بزرگ آقاییم.

شهرزاد : اشتباه نکن تنها مهره سوخته این وسط ما دو تا بودیم.

* مرضیه : این دنیا به هیچ بنی بشری وفا نکرده

هاشم : نه نکرده، اینو وقتی فهمیدم که یه عزیزی رو از دست دادم!

* هاشم : این که اگه دنیات اندازه یه نفر کوچیک بشه یا اون یه نفر اندازه خدا برات بزرگ بشه! اگه یه روزی ترکت کنه و بره اون وقت دین و دنیاتو با هم می بازی!

* فرهاد : من همه چیمو باختم شهرزاد نمی تونم تورم ببازم.

شهرزاد : همیشه اون طوری نمیشه که ما فکرشو می کنیم.

* فرهاد : آقا جون قربونتون من که گفتم نگرانم نباش.

هاشم : این نگران گفتن من نباشید برای من و مادرت یعنی الان سر تو توی دهن دیو سه سر هست.

* سیمین : شهرزاد یه وقت غصه نخوری که فرهاد آقای هاشم اینا داره زن میگیره ها!

شهرزاد : سیمین گوش کن به من هیچ وقت هیچ وقت به هیچ چیز و هیچ کس تو زندگیت تکیه نکن جز خودت خب؟ منتظر نباش هیچ کس کنارت وایسه دستتو بگیره میفهمی؟ هیچ وقت!

* قباد : هر چی باشه بالاخره ما الان محرم همدیگه ایم شهرزاد خانوم.

شهرزاد : محرمیت که فقط به کاغذ نیست، دل آدم باید محرم باشه.​

* بزرگ آقا : هر چی سرت بیاد حقته الانم پاشو گمشو از این اتاق برو بیرون دیگه نمی خوام ریختتو ببینم.

قباد : آره خب عمو جان حقیقت تلخه عموجان، شنیدنش همچین یه جاهایی از وجدان آدمو جز میده.

* شهرزاد : من اون دختری نیستم که تا خشی به خشی بیوفته و ته خیار تلخ بشه بخوام بهونه بیارم تا وقتی این (مرغ آمین) گردن منه آره با دل و جونم دوستت دارم.​

* هاشم : گوش کن بچه تو این دنیا بعد از اوس کریم هیچکس به اندازه پدر و مادر واسه یه جوون قابل اعتماد نیست اینو بکن تو اون مخ منور الفکرت.

* قباد : میرم صاف وامیستم جلوی بزرگ آقا بش میگم بزرگ آقا من، زن من، خب؟! پا به ماهه! عین 10-12 ماهو میخوام بمونم ور دلش چی میگی شما؟

شهرزاد: مگه من فیلم حاملگیم 12 ماه طول بکشه؟!

* شهرزاد : من و تو تلاش کردیم دنیامون رو عوض کنیم فرهاد ولی دنیامون داره ما رو عوض میکنه!

در ادامه بخوانید : دیالوگ های فیلم خشم و هیاهو