شعرهای زیبای فصل زمستان از شاعران معروف (اشعار زمستانی عاشقانه)

در ادامه این مطلب مجموعه ای از اشعار کوتاه و زیبای فصل زمستان از شاعران معروف و بزرگ ایرانی را ارائه کرده ایم. با پرشین استار همراه باشید؛

اشعار عاشقانه زمستان برفی
اشعار عاشقانه زمستان برفی

ای که در باغ رخش ره بردی
گل تازه به زمستان بستان

*****

برف آمد و پاییز فراموشت شد
آن گریه ی یک ریز فراموشت شد
انگار نه انگار که با هم بودیم
چه زود همه چیز فراموشت شد

*****

ای که در فصلِ خزانم دیده ای با پشتِ خم
این زمستان را نبین‌ ما هم بهاری داشتیم

*****

اشعار عاشقانه زمستانی

این زمستونم به یاد تو می‌ مونم
برف و بارونم به یاد تو می‌ مونم
هر چی می‌ تونی نیا و تلافی کن
من تا می‌ تونم به یاد تو می‌ مونم

*****

متن زمستانی کوتاه

شعر زیبا در مورد زمستان از شاعران بزرگ
شعر زیبا در مورد زمستان از شاعران بزرگ

دست هایم را بگیر، از زمستان دور شو
غیرِ من روی رگِ هر عاشقی، ساطور شو

*****

شب از عنبر جهان را کله می‌ بست
زمستان بود و باد سرد می‌ جست

*****

مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای پر و بال توام
تو اگر باز کنی پنجره ای سمت دلت
می‌ توان گفت که من چلچله لال توام

*****

شعر نو درباره زمستان

یش رویم چهره تلخ زمستان جوانی
پشت سر، آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام منزلگه اندوه و درد و بد گمانی،
کاش چون پاییز بودم

فروغ فرخزاد

*****

فرا رسیدن زمستان مبارک

در این کویر برف هیچ کاشفی با سورتمه احساس
به من دست نخواهد یافت
بی تو سال هاست که هوای من
صد درجه زیر عشق است

*****

شعرهای زیبا در مورد زمستان

زمستان بود وُ
برف بود وُ
سرما بود
زمستانی که جز خاطراتِ محوِ تو
دلم گرمِ هیچ ردپایی‌ نبود…

*****

مرا مست لقا سر در بیابان جهان دادی
ندانستی زمستان غیر لغزیدن نمی‌ آید؟

صائب تبریزی

*****

اشک هایم که سرازیر می شوند
دیر نمی پاید که قندیل میبندند
عجب سرد است هوای نبودنت

*****

زمستان بال گسترده است
گنجشکان
و من
پشت تمام پنجره‌ ها
تو را می‌ جوییم..

*****

به شقایق سوگند که تو بر خواهی گشت
من به این معجزه
ایمان دارم، منتظر باید بود تا زمستان برود
غنچه ها گل بکنند

*****

شعر در مورد برف و زمستان

کنون آمد زمستان جدایی
بدو در ابر و باد بی وفایی

فخرالدین اسعد گرگانی

*****

به دل نا گفته صدها حرف دارم
میان سینه مجروح ژرف دارم
به روی پوستین سالخوردم
زمستان در زمستان برف دارم

*****

اشعار طولانی زمستان

زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را
ولیکن پوست خواهد کند ما یک‌ لا قبایان را

ره ماتم‌ سرای ما ندانم از که می‌پرسد
زمستانی که نشناسد در دولت‌ سرایان را

به دوش از برف بالاپوش خز ارباب می‌آید
که لرزاند تن عریان بی‌ برگ و نوایان را

به کاخ ظلم باران هم که آید سر فرود آرد
ولیکن خانه بر سر کوفتن داند گدایان را

شهریار

*****

زمستون، تن عریون باغچه چون بیابون
درختا با پاهای برهنه زیر بارون

نمیدونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون

گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه

چه تلخه چه تلخه
باید تنها بمونه قلب گلدون

مثل من که بی تو
نشستم زیر بارون زمستون

زمستون
برای تو قشنگه پشت شیشه

بهاره زمستون ها برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری

که باشه لحظه چشم انتظاری
گلدون خالی ندیدی

نشسته زیر بارون
گلای کاغذی داری تو گلدون

تو عاشق نبودی
ببینی تلخه روزهای جدایی

چه سخته چه سخته
بشینم بی تو با چشمای گریون

شعر زمستون از اخوان ثالث

*****

دیدی که چه بی رنگ و ریا بود زمستان؟
مظلوم ترین فصل خدا بود زمستان

دیدیم فقط سردی او را و ندیدیم
از هر چه دو رنگی است رها بود زمستان

بود هرچه فقط بود سپیدی و سپیدی
اسمی که به او بود سزا بود زمستان

گرمای هر آغوش تب عشق دم گرم
یکبار نگفتند چرا بود زمستان

بی معرفتی بود که هر بار ز ما دید
با این همه باز اهل وفا بود زمستان

غرق گل و بلبل شد اگر فصل بهاران
بوی گل یخ هم به هوا بود زمستان

با برف بپوشاند تن لخت درختان
لبریز و پر از شرم و حیا بود زمستان

در فصل خودش، شهر خودش، بود غریبه
مظلوم ترین فصل خدا بود زمستان

سعدی

*****

به پیش باد تو ما همچو گردیم
بدان سو که تو گردی چون نگردیم

ز نور نوبهارت سبز و گرمیم
ز تأثیر خزانت سرد و زردیم

ز عکس حلم تو تسلیم باشیم
ز عکس خشم تو اندر نبردیم

عدم را برگماری جمله هیچیم
کرم را برفزایی جمله مردیم

عدم را و کرم را چون شکستی
جهان را و نهان را درنوردیم

چو دیدیم آنچ از عالم فزون است
دو عالم را شکستیم و بخوردیم

به چشم عاشقان جان و جهانیم
به چشم فاسقان مرگیم و دردیم

زمستان و تموز از ما جدا شد
نه گرمیم ای حریفان و نه سردیم

زمستان و تموز احوال جسم است
نه جسمیم این زمان ما روح فردیم

چو نطع عشق خود ما را نمودی
به مهره مهر تو کاستاد نردیم

چو گفتی بس بود خاموش کردیم
اگر چه بلبل گلزار و وردیم

مولانا

در ادامه بخوانید : جملات عاشقانه دو نفره زمستانی