متن کامل شعر باران که شدی مپرس، این خانه کیست از مهدی مختارزاده

شعر باران که شدی مپرس این خانه کیست سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست
شعر باران که شدی مپرس این خانه کیست سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست

در برخی منابع شعر باران که شدی مپرس، این خانه کیست سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست به مولانا نسبت داده شده اما باید بگوییم که این شعر یکی از غزل های معروف مهدی مختارزاده شاعر جوان ایرانی است.

در ادامه این مقاله متن کامل شعر باران که شدی مپرس، این خانه کیست از مهدی مختارزاده را برای شما ارائه کرده ایم. با پرشین استار همراه باشید؛

باران که شدی مپرس این خانه کیست سقف حرم و مسجد و میخانه‌ یکیست

باران که شدى، پیاله‌ ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پیمانه‌ یکیست

باران! تو که از پیش خدا مى‌ آیی توضیح بده عاقل و دیوانه یکیست

بر درگه او چونکه بیافتند به خاک شیر و شتر و رستم و موریانه یکیست

با سوره ى دل، اگر خدا را خواندى حمد و فلق و نعره مستانه یکیست

این بى‌ خردان، خویش خدا مى‌دانند اینجا سند و قصه و افسانه یکیست

از قدرت حق، هرچه گرفتند به کار در خلقت تو و بال پروانه یکیست

گر درک کنى خودت خدا را بینى درکش نکنی، کعبه و بت‌ خانه یکیست

” شاعر : مهدی مختارزاده