اشعار زیبای تابستانی | شعر کوتاه در مورد تابستان

در ادامه این مطلب مجموعه ای از اشعار کوتاه و زیبا در مورد تابستان از شاعران معروف ایرانی را ارائه کرده ایم. با پرشین استار همراه باشید؛

شعرهای زیبا و کوتاه در وصف تابستان
شعرهای زیبا و کوتاه در وصف تابستان

بیا بلندترین روزهای سال را
بیشتر عاشقی کنیم
دلم یک آغوش می‌ خواهد
گرم تر از ظهر تابستان
که فصل دلبرانه‌ فرصت‌ هاست
این روزها دوستت دارم‌ ها
عجیب می‌ چسبند

*****

تابستونه هوای پشت بام شب پر ستاره
به آدم میدهد عـمر دوبار
او زیباتر از هر سرزمین است
بهشت دنیوی گویند همین است

*****

اشعار زیبای تابستانی

تنهاتر از یک برگ
با بار شادی های مهجورم
در آب های سبز تابستان
آرام می رانم
تا سرزمین مرگ
تا ساحل غم های پاییزی
در سایه ای خود را
رها کردم

*****

فصل تابستان است
سایه ای می جویم
سایه ای پر الفت
کوچه ها گرم کلام
خانه ها گرم سخن

*****

این طرف تر
در خیابان گنجشکی افتاده بی غذا
فصل تابستان است
می نویسم شعری
از زبان سهراب
و خدایی که در این نزدیکی است

*****

شعرهای کوتاه در مورد تابستان

آمده فصل تابستان
با خورشید فروزان
تیر و مرداد، شهریور
می آیند با تابستان
تابستان گرمِ گرم است
آفتابش داغ و سوزان
اما من دوستش دارم
چون تعطیل است دبستان

*****

همچنین ببینید : 20 متن کوتاه تابستانی برای استوری

حسرتِ داغِ ظهر تابستان
دختـرِ گـرمسیـری ِ آبـان
تو به من فکر می کنی، شاید!
من تو را فکر می کنم ، هرآن

*****

شعر در مورد تابستان از سعدی

آن ماه که گفتی ملک رحمانست
این بار اگرش نگه کنی شیطانست
رویی که چو آتش به زمستان خوش بود
امروز چو پوستین به تابستانست

“سعدی”

*****

بیا با هم حرف بزنیم
مثل خورشید تابستان با گل آفتابگردان
تو بگویی و من
دورت بگردم!

*****

تابستان؛
فصل برگِ توت و پیلهُ پروانه
فصل نامزد شدن یخ با آب
فصل خوابیدن روی بام
فصل دیدار کسی در آسمان
بی تعارف این دلم خیلی هوایت میکند

*****

شعری درباره فصل تابستان

سرتاپا حرارت و سرمستی
چون روزهای دلکش تابستان

*****

تو این گرما بیا دیوونه گردیم
تو حوض آب یخ وارونه گردیم
که این گرمای سوزان کشت ما را
برای هم بیا هندونه گردیم..!

*****

اکنون که تابستان در گذر است
زیر چنار روبروی خانه ات
سایه
چگونه تنک می شود
و انتظار
چگونه رنگ می بازد؟

*****

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به جویبار که در من جاری بود
به ابرها که فکرهای طویلم بودند
به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من
از فصل‌های خشک گذر میکردند

به دسته‌ های کلاغان
که عطر مزرعه‌ های شبانه را
برای من به هدیه می‌ آورند
می‌آیم، می‌آیم، می‌آیم

و آستانه پر از عشق می‌شود
و من در آستانه به آنها که دوست می‌ دارند
و دختری که هنوز آنجا،
در آستانهٔ پر عشق ایستاده، سلامی دوباره خواهم داد

“فروغ فزخزاد”

*****

اشعاری در وصف تابستان

تابستان
فصل برگِ توت و پیلهُ پروانه
فصل نامزد شدن یخ با آب
فصل خوابیدن روی بام
فصل دیدار کسی در آسمان
بی تعارف این دلم خیلی هوایت می کند

*****

این شعر را برای تو میگویم
در یک غروب تشنه تابستان
در نیمه های این ره شوم آغاز
در کهنه گور این غم بی پایان

در ادامه بخوانید : کپشن های زیبا و خاص تابستانی برای اینستاگرام