معنی و داستان کوتاه ضرب المثل مرغ همسایه غاز است

ضرب المثل مرغ همسایه غازه
ضرب المثل مرغ همسایه غازه

در ادامه این مقاله با معنی و داستان اصلی ضرب المثل مرغ همسایه غازه بیشتر آشنا خواهید شد. با پرشین استار همراه باشید؛

معنی و کاربرد ضرب المثل مرغ همسایه غاز است

این ضرب‌ المثل را زمانی به کار می‌ برند که یک فرد داشته های دیگران را بیشتر و بزرگتر از داشته های خودش تصور می کند.

این ضرب المثل درباره ی افراد خود کم بین و حریص به مال دیگران و افرادی است که خودشان را باور ندارند.

خلاصه داستان کوتاه ضرب المثل مرغ همسایه غاز است

در زمان های دور حاکمی با لباس مبدل برای سرکشی و درک اوضاع به میان مردم می رفت. از قضا روزی از محلی می گذشت، سه مرد با هم در حال گفتگو بودند حاکم از آنان اجازه گرفت تا لحظه ای در کنارشان باشد.

یکی از مردان گفت آرزو دارم فرمانده لشگر کشورم باشم، دومی گفت من دوست دارم وزیر دارائی کشور باشم و سومی آهی کشید و گفت شنیده ام حاکم همسر زیبائی دارد مثل ماه ای کاش می شد من شبی را در کنار همسر حاکم می گذراندم.

حاکم که کناری نشسته بود پس از شنیدن آرزو های آنان از جمع خداحافظی کرد و به محل حکومت خود برگشت. دستور داد که آن سه نفر نزد او بیاورند. حاکم به آن ها گفت یکی از ماموران من در کنار شما بوده و آرزو هایتان را شنیده من هم دوست دارم آن ها را برآورده کنم.

نفر اول را فرمانده لشگر کرد، نفر دوم را وزیر دارایی و به نفر سوم گفت زن داری، او تایید کرد سپس حاکم به او گفت فردا شب را می توانی در کنار همسر من باشی. آن شخص که ترسیده بود به حاکم گفت غلط کردم خودم همسر دارم اما حاکم گفت نه امروز استراحت کن تا فردا شب.

دستور داد همسر آن مرد را آوردند، حاکم به او گفت شوهرت چنین آرزویی داشته به خادمان دربار گفته ام تو را امروز به حمام ببرند لباس فاخر بپوشانند و به زیباترین وجه آرایش کنند و شبی را در کنارت همسرت باش و هر درخواستی داشت جواب مثبت بده ولی متوجه باش به او نگویی همسرش هستی.

فردا شب آن مرد را فراخواند و به او گفت امشب همسرم نزد تو می آید. آن مرد ترسید فکر کرد می خواهند او را بکشند اما وقتی او را به اتاقی بردند از دیدن زن زیبایی که آن جا بود مبهوت شد.

صبح ماموران آمدند و او را به نزد حاکم بردند. حاکم گفت همسرم چگونه بود؟ آن مرد سرش را به زیر انداخته و گفت قبله عالم همسرتان بی نظیر بود.

حاکم از قبل دو تا تخم مرغ آماده کرده بود یکی معمولی و دیگری را رنگ آمیزی کرده بودند، به او نشان داد و گفت این دو با هم چه فرقی دارند مرد جواب داد یکی ساده است و دیگری رنگ شده. حاکم هر دو تخم مرغ را شکست و گفت الان چه مرد جواب داد هر دو دارای زرده و مقداری سفیده هستند.

حاکم گفت احمق کسی که دیشب در کنارت بود، همان همسر توست که او را به اینجا آورده و لباس فاخر پوشاندند. همه زنان در خلقت و آفرینش یکی هستند اگر همه به همسران شان توجه کنند هیچ چشمی دنبال زن دیگری نمی رود.