
تا به حال برایتان پیش آمده که در طول یک روز چند اتفاق خوب برایتان رخ دهد، اما در پایان روز فقط یک اتفاق ناخوشایند در ذهنتان باقی بماند؟ شاید یک گفتوگوی خوب با دوستتان داشته باشید، کاری را با موفقیت انجام دهید یا خبر خوشحالکنندهای دریافت کنید، اما یک انتقاد ساده یا اتفاق ناراحتکننده ساعتها ذهنتان را درگیر کند.
این موضوع برای بسیاری از انسانها آشناست. ذهن ما گاهی به شکل عجیبی به اتفاقات منفی توجه بیشتری نشان میدهد؛ گویی یک خبر بد میتواند تمام اتفاقات خوب اطرافش را تحتالشعاع قرار دهد. اما دلیل این مسئله چیست؟ آیا مغز انسان ذاتاً منفینگر است یا این رفتار نتیجه سازوکارهای طبیعی ذهن و تجربههای زندگی است؟

مغز انسان همیشه به دنبال خطر میگردد
یکی از دلایل مهم توجه بیشتر ذهن به اتفاقات منفی، ارتباط آن با بقا و محافظت از انسان است. مغز در طول تاریخ تکامل خود یاد گرفته است که تهدیدها را سریع شناسایی کند.
برای انسانهای گذشته، تشخیص خطر اهمیت بسیار زیادی داشت. صدای غیرعادی در محیط، تغییر ناگهانی شرایط آبوهوا یا مشاهده یک حیوان خطرناک میتوانست مسئلهای جدی باشد. بنابراین مغزی که سریعتر متوجه خطر میشد، شانس بیشتری برای واکنش مناسب داشت.
امروزه بسیاری از تهدیدهای زندگی مدرن مانند گذشته نیستند، اما سازوکار توجه مغز همچنان تا حد زیادی باقی مانده است. به همین دلیل ممکن است یک اشتباه کوچک در محل کار، یک پیام ناراحتکننده یا یک اتفاق ناخوشایند توجه زیادی را به خود جلب کند.
چرا یک انتقاد بیشتر از چند تعریف در ذهن میماند؟
فرض کنید شخصی در یک جمع از عملکرد شما تعریف کند و چند دقیقه بعد فرد دیگری از یکی از کارهایتان انتقاد کند. احتمال دارد بخش مربوط به انتقاد مدت بیشتری در ذهنتان باقی بماند.
این پدیده به چیزی مربوط میشود که در روانشناسی از آن با عنوان سوگیری منفی یا Negativity Bias یاد میشود. منظور این است که در بسیاری از شرایط، اطلاعات منفی میتوانند تأثیر روانی بیشتری نسبت به اطلاعات مثبت داشته باشند.
البته این موضوع به این معنا نیست که انسان نمیتواند اتفاقات خوب را ببیند یا همیشه منفی فکر میکند. بلکه ذهن در برخی موقعیتها به اطلاعات ناخوشایند حساسیت بیشتری نشان میدهد.
به همین دلیل است که ممکن است بعد از دریافت چند بازخورد مثبت، یک جمله انتقادی برای مدت طولانی در ذهن باقی بماند.
ذهن ما به چیزهای مهم بیشتر توجه میکند
یکی از نکات جالب این است که اتفاقات منفی همیشه واقعاً مهمتر از اتفاقات مثبت نیستند؛ بلکه مغز ممکن است آنها را مهمتر تلقی کند.
برای مثال، وقتی یک روز معمولی و بدون اتفاق خاصی را پشت سر میگذاریم، احتمالاً جزئیات زیادی از آن را به خاطر نمیآوریم. اما اگر همان روز اتفاقی غیرمنتظره یا ناخوشایند رخ دهد، ممکن است جزئیات آن را بارها مرور کنیم.
مغز در چنین شرایطی تلاش میکند اتفاق را بررسی کند تا از تکرار آن جلوگیری شود. به همین دلیل مرور مداوم یک تجربه ناخوشایند گاهی میتواند بخشی از تلاش ذهن برای یادگیری و پیشگیری باشد.
مشکل زمانی ایجاد میشود که این فرایند بیش از اندازه ادامه پیدا کند و فرد نتواند ذهن خود را از یک اتفاق گذشته جدا کند.
همچنین بخوانید : تفاوت استرس و اضطراب؛ کدام یک آسیب بیشتری وارد میکند؟
شبکههای اجتماعی و اخبار چه تأثیری دارند؟
زندگی امروز یک تفاوت مهم با گذشته دارد: ما دائماً با حجم بسیار زیادی از اطلاعات مواجه هستیم.
اخبار، شبکههای اجتماعی و پیامرسانها باعث شدهاند در طول روز با تعداد زیادی از اتفاقات مختلف روبهرو شویم. در این میان، اخبار مربوط به حوادث، اختلافها، بحرانها و اتفاقات غیرمنتظره معمولاً توجه زیادی جلب میکنند.
این مسئله میتواند باعث شود فرد تصور کند اتفاقات منفی در دنیا بسیار بیشتر از اتفاقات مثبت هستند، در حالی که چیزی که میبیند الزاماً تصویری کامل از واقعیت نیست.
محتوایی که احساسات قویتری ایجاد میکند معمولاً بیشتر مورد توجه قرار میگیرد و همین موضوع میتواند چرخهای از توجه بیشتر به اخبار ناخوشایند ایجاد کند.
آیا میتوان ذهن را از منفینگری دور کرد؟
خبر خوب این است که انسان مجبور نیست همیشه تسلیم نخستین واکنش ذهن خود باشد. آگاهی از این سازوکار میتواند کمک کند فرد واکنشهای خود را بهتر بشناسد.
یکی از روشهای ساده، توجه آگاهانه به اتفاقات مثبت روزمره است. برای مثال، در پایان روز میتوان چند اتفاق خوب یا حتی معمولی اما ارزشمند را به یاد آورد؛ از یک گفتوگوی لذتبخش گرفته تا انجام موفقیتآمیز یک کار کوچک.
هدف این کار نادیده گرفتن مشکلات نیست. اتفاقات ناخوشایند باید دیده و در صورت نیاز حل شوند، اما لازم نیست اجازه دهیم یک تجربه منفی تمام تصویر ذهنی ما از یک روز یا یک دوره زندگی را تشکیل دهد.
قرار نیست مثبتاندیشی جای واقعبینی را بگیرد
گاهی تصور میشود برای مقابله با افکار منفی باید همیشه مثبت فکر کرد. اما چنین رویکردی لزوماً مفید نیست.
اگر مشکلی وجود دارد، نادیده گرفتن آن مشکل نمیتواند باعث حل شدنش شود. تفاوت مهمی میان واقعبینی و منفینگری وجود دارد.
واقعبینی یعنی فرد بتواند یک اتفاق ناخوشایند را ببیند، اهمیت آن را بررسی کند و برای حلش اقدام کند؛ در حالی که منفینگری ممکن است باعث شود ذهن از یک اتفاق خاص، نتیجهای بسیار بزرگتر و بدبینانهتر بسازد.
برای نمونه، قبول کردن اینکه «امروز اشتباه کردم» با این فکر که «من همیشه شکست میخورم» تفاوت زیادی دارد.
چرا شناخت عملکرد ذهن اهمیت دارد؟
ذهن انسان یکی از پیچیدهترین بخشهای وجود ماست و بسیاری از واکنشهایی که کاملاً شخصی به نظر میرسند، ریشه در سازوکارهای طبیعی مغز دارند.
وقتی بدانیم ذهن ممکن است به صورت طبیعی به اتفاقات منفی توجه بیشتری نشان دهد، راحتتر میتوانیم افکار خود را بررسی کنیم. هر فکری که وارد ذهن میشود الزاماً یک واقعیت قطعی نیست و هر اتفاق ناخوشایندی نیز قرار نیست تمام آینده را تعیین کند.
برای مطالعه مطالب بیشتر درباره موضوعات عمومی، روانشناسی، سبک زندگی، دانستنیها و موضوعات مختلف میتوانید به سایت مجله عمومی سر بزنید.
در نهایت، شاید بهتر باشد به جای تلاش برای حذف کامل افکار منفی، یاد بگیریم آنها را در جای درست خود قرار دهیم. ذهن انسان برای دیدن خطرها ساخته شده است، اما این به آن معنا نیست که ما فقط باید خطرها را ببینیم. توجه کردن به اتفاقات خوب، تجربههای مثبت و لحظات ساده زندگی نیز مهارتی است که میتوان آن را تقویت کرد.
شاید یکی از مهمترین قدمها این باشد که وقتی ذهنمان بار دیگر روی یک اتفاق ناخوشایند متوقف شد، از خودمان بپرسیم: «آیا این تنها چیزی است که امروز اتفاق افتاده، یا فقط چیزی است که ذهن من بیشتر به آن توجه کرده است؟»
/ توجه مهم : این مطلب رپورتاژ آگهی بوده و سایت پرشین استار مسئولیتی در قبال محتوای مقاله و محصولات معرفی شده آن ندارد.







