شعرهای زیبا و کوتاه در مورد خداوند (اشعار عارفانه خدایی)

در ادامه این مطلب مجموعه ای از اشعار زیبا و ناب عارفانه درباره خداوند را ارائه کرده ایم. با پرشین استار همراه باشید؛

تک بیتی های زیبا در مورد خداوند
تک بیتی های زیبا در مورد خداوند

گر خدا داری ز غم آزاد شو
از خیال بیش و کم آزاد شو

اقبال لاهوری

*****

با خدا باش و نصرت از وی خواه
کــه مــددهــا ز آســمــان آمــد

مولوی

*****

هزار مرتبه کردم فرار و دیدم باز
تو از کرم به من آغوش خویش کردی باز
به لطف و رحمت و عفو و کرامتت نازم
که می‌ کشی تو ز عبد فراری خود ناز

*****

و خدایی که در این نزدیکی است،
لای این شب بوها
پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب
روی قانون گیاه

سهراب سپهری

*****

الله تویی و ز دلم آگاه تویی
درمانده منم دلیل هر راه تویی
گر مورچه ای دم زند اندر ته چاه
آگه زِ دَمِ مورچه و چاه تویی

*****

شعر عارفانه درباره خدا

ای در درون جانم و جان از تو بی‌ خبر
وز تو جهان پرست و جهان از تو بی‌ خبر

ای عقل پیر و بخت جوان کرده راه تو
پیر از تو بی‌نشان و جوان از تو بی‌ خبر

چون پی برد به تو دل و جانم که جاودان
در جان و در دلی، دل و جان از تو بی‌ خبر

عطار

*****

اشعار عارفانه در مورد خدا
اشعار عارفانه در مورد خدا

گر سینه شود تنگ خدا با ما هست
گر پای شود لنگ، خدا با ما هست
دل را به حریم عشق بسپار و برو ..
فرسنگ به فرسنگ خدا با ما هست

*****

جز خدا کس خالق تقدیر نیست
چاره تقدیر از تدبیر نیست

اقبال لاهوری

*****

از تنگنای محبس تاریکی
از منجلاب تیره این دنیا
بانگ پر از نیاز مرا بشنو
آه ای خدای قادر بی همتا

فروغ فرخزاد

*****

شعر عارفانه

همه درگاه تو جویم، همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی
تو نماینده ی فضلی تو سزاوار ثنایی

سنایی

*****

خداوندا در توفیق بگشای
نظامی را ره تحقیق بنمای

دلی ده کو یقینت را بشاید
زبانی کافرینت را سراید

مده ناخوب را بر خاطرم راه
بدار از ناپسندم دست کوتاه

درونم را به نور خود برافروز
زبانم را ثنای خود در آموز

نظامی

*****

اشعار عارفانه در وصف خداوند

یا رب نظری بر من سرگردان کن
لطفی به من دلشده حیران کن

با من مکن آنچه من سزای آنم
آنچ از کرم و لطف تو زیبد آن کن

ابوسعید ابوالخیر

*****

اشعار زیبا و کوتاه در مورد خدا
اشعار زیبا و کوتاه در مورد خدا

که اویست جاوید برتر خدای
خداوند نیکی ده و رهنمای

فردوسی

*****

راهی به خدا دارد خلوتـگه تنـهایی
آنجا که روی از خود آنجا که به خود آیی
هر جا که سری بردم در پــرده تو را دیدم
تو پرده نشینی و من هـرزه ی هر جایی

*****

ای چشم و چراغ اهل بینش
مقصود وجود آفرینش

صاحبدل لاینام قلبی
مهمان ابیت عند ربی

در وصف تو لا نبیّ بعدی
خود وصف تو و زبان سعدی؟

سعدی

*****

غم مخور، دادرس عاشق مظلوم‌ خداست!

ملک الشعرای بهار

*****

ناامید از در رحـمـت به کجا شاید رفـت
یارب از هر چه خطا رفت هزار استغفار

سعدی

*****

خداوندا توئی دانای عالم
ز عالم برتری و از جان عالم

عطار

*****

ای آن که طلب کار خدایی، به خود آ
از خود بطلب، کز تو خدا نیست جدا

اول به خود آ چون به خود آیی به خدا
اقرار بیاری به خدایی خدا

شاه نعمت الله ولی

*****

خدای ار به حکمت ببندد دری
گـشاید به فـضل و کرم دیگری

سعدی

*****

بر در شاهم گدایی نکته‌ ای در کار کرد
گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود

حافظ

*****

از خداى گم شده‏ ایم او به جستجوست‏
چون ما نیازمند و گرفتار آرزوست‏

گاهى به‏ برگ لاله نویسد پیام خویش‏
گاهى درون سینه مرغان به‏ هاى و هوست‏

در نرگس آرمید که ببیند جمال ما
چندان کرشمه دان که نگاهش به ‏گفتگوست‏

آهى سحرگهى که زند در فراق ما
بیرون و اندرون، زبر و زیر و چارسوست‏

هنگامه بست از پى دیدار خاکئى‏
نظاره را بهانه تماشاى رنگ و بوست‏

پنهان به‏ ذره ذره و ناآشنا هنوز
پیدا چو ماهتاب و به ‏آغوش کاخ و کوست‏

در خاکدان ما گهر زندگى گم است‏
این گوهرى که گم شده مائیم یا که اوست؟

*****

چون بنده خدای خویش خواند
باید که به جز خدا نداند

*****

خوشا آنان که الله یارشان بی
بحمد و قل هو الله کارشان بی

خوشا آنان که دایم در نمازند
بهشت جاودان بازارشان بی

بابا طاهر

*****

خداوندا دلم را چشم بگشای
به معراج یقینم راه بنمای

به رحمت باز کن گنجینه جود
درونم خوان به شادروان مقصود

دلی بخش از ثنای خویش معمور
زبانی ز آفرین دیگران دور

دراسانیم شکر اندیش گردان
به دشواری سپاسم بیش گردان

امیدم را به جائی کش عماری
که باشد پیشگاه رستگاری

چو خود برداشتی اول ز خاکم
مده آخر به طوفان هلاکم

امیرخسرو دهلوی

*****

بندگان در بند خویش اند از کسی یاری مخواه
از خدا باید بخواهی تا من اویت کند

علیرضا بدیع

در ادامه بخوانید : متن در مورد خدا