شعرهای ادبی کوتاه و زیبا | اشعار ادبی زیبا از شاعران معروف

در ادامه این مطلب مجموعه ای از اشعار ادبی زیبا و کوتاه و شعرهای ادبی با معنی را برای شما ارائه کرده ایم. با پرشین استار همراه باشید؛

اشعار ادبی زیبا و کوتاه
اشعار ادبی زیبا و کوتاه

دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

حافظ

*****

در هوایت بی قرارم روز و شب
سر ز پایت بر ندارم روز و شب

مولانا

*****

شعر زیبا و ادبی

خُدا میداند
شِعر برایم
مُعجزه ی اَست که نامِ تو را فریاد میزنم !
اِجابت شو مَن به تو ایمان دارم…!

*****

شعرهای ادبی زیبا و کوتاه

ز تمام بودنی ها، تو همین از آن من باش
که به غیر با تو بودن، دلم آرزو ندارد

حسین منزوی

*****

از من شب هجر می‌ بپرسید حباب
دریای غمم کدام آرام و چه خواب
در دل بود آرام و خیالی هر موج
در دیده خیال خواب شد نقش بر آب

خاقانی

*****

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را

کاظم بهمنی

*****

اشعار نو غمگین

شعر زیبا و ادبی کوتاه از شاعران معروف
شعر زیبا و ادبی کوتاه از شاعران معروف

در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی

شهریار

*****

و من
همه‌ ی جهان را
در پیراهنِ گرم تو
خلاصه می‌ کنم

*****

گزیده اشعار ادبی

هر که در عاشقی قدم نزده است
بر دل از خون دیده نم نزده است
او چه داند که چیست حالت عشق
که بر او عشق، تیر غم نزده است

خاقانی

*****

اشعار ادبی و زیبا

‌آه….
که در
فراق او

هر قدمی است
آتشی…..

*****

جهان سر به سر حکمت و عبرت است
چرا بهره ما همه غفلت است

فردوسی

*****

مثل درختی که
به سوی آفتاب قد می‌ کشد
همه وجودم دستی شده است
و همه دستم خواهشی:
خواهشِ تو

احمد شاملو

*****

اکنون که گل سعادتت پربار است
دست تو ز جام می چرا بیکار است
می‌ خور که زمانه دشمنی غدار است
دریافتن روز چنین دشوار است

خیام

*****

شعرهای کوتاه ادبی

یاد ایامی که هر دَم یاد ما بودی بخیر

محمد حسین رحمتی

*****

ناله را هرچند می خواهم که پنهانی کشم
سینه می گوید که من تنگ آمدم، فریاد کن

امیر خسرو دهلوی

*****

جز توکل بر خدا سرمایه ای در کار نیست
هر که را باشد توکل کار او دشوار نیست

*****

بوی زلف او
حواسم را
پریشان کرد
و رفت……

*****

جوونی هم بهاری بود و بگذشت
به ما یک اعتباری بود و بگذشت
میون ما و تو یک الفتی بود
که آن هم نوبهاری بود و بگذشت

باباطاهر

*****

دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است

*****

اشعار نو ادبی و زیبا

گل اگر خار نداشت
دل اگر بی غم بود
اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود،
زندگی،
عشق،
اسارت،
قهر و آشتی،
همه ی بی معنا بود

فریدون مشیری

*****

مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن
که در طریقت ما غیر از این گناهی نیست

حافظ

*****

من
نیست ترین
هست جهانم…

*****

کاش می‌ توانست
به رود بیندازد خودش را
ماهی کوچکی که
د‌لش دریا بود و
خانه‌ اش برکه

رضا کاظمی

*****

گه مایل دنیایم و گه طالب عقبا
انداخت خیالت ز کجایم به کجاها

بیدل دهلوی

*****

از جنون من و
حسٖن تو سخن بسیارست
قصه ما و تو
از لیلی و مجنون کم نیست..

*****

هزار بار پیاده طواف کعبه کنی
قبول حق نشود گر دلی بیازاری

مولانا

*****

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

حافظ شیرازی

*****

یارب دل پاک و جان آگاهم ده
آه شب و گریه سحرگاهم ده
در راه خود اول ز خودم بیخود کن
بیخود چو شدم ز خود بخود راهم ده

خواجه عبدالله انصاری

*****

مَگَر جانی
که هَرگَه آمَدی ناگه بُرون رَفتی؟
مَگَر عُمری
که هَر گَه می رَوی دیگَر نِمیایی؟!!!!…

*****

گفٖته بودم که
به دریا نزنم دل اما
کو دلی تا که
به دریا بزنم یا نزنم…

در ادامه بخوانید : اشعار عاشقانه کهن